برچسب پست‌ها ’گزیده مطالب وبلاگهای قبلی‘

راهنمای ساخت وبلاگ برای نشریات دانشجویی

آبان ۱۳م, ۱۳۸۹

اشاره: مدتی از بازگشایی دانشگاه ها می گذرد و دانشجوها هم دیگر از خمودگی تابستانی بیرون آمده انند و البته گروه های اکتیوتر سعی می کنند فعالیت های فوق برنامه ای در قالب مجموعه ها و تشکل های دانشجویی انجام دهند. یکی از فعالیت های جذاب تشکل های داخل دانشگاه، تهیه و انتشار جریده هایی است تا به عنوان یک رسانه کوچک صدای جمعی اعضای آنها باشد. مطلب پیش رو، در روزهای تابستان -و حتماً قبل از بازگشت دانشجویان به دانشگاه ها- نوشته شده تا بر اساس مشاهدات و تجربیات نویسنده (از دیدن کارهای تشکلهای دانشجویی از سراسر کشور تا قلم زدن و اداره یکی دو نشریه کوچک دانشگاهی و راه اندازی وبسایت تشکلی و همین طور چند سال حضور نیمه فعال و مداقه در وب فارسی)، به آن دسته از دانشجویانی که مایلند رسانه کوچک خود را در فضای مجازی جهانی کنند، کمک کند. اما با وجود این همه راهنمای خوب برای ساخت وبلاگ از مبتدی تا پیشرفته، چرا این مطلب را نوشتم؟

مهم ترین علت نگارش این متن، ناآگاهی اکثر گردانندگان نشریات کاغذی از خیل امکاناتی است که با راه اندازی حتی یک وبلاگ ساده در دسترس آنها قرار می گیرد. نتیجه این ناآگاهی هم این می شود که مدیران این نشریات به سراغ وبلاگ یا نمی روند و اگر وبلاگی هم برای جریده خود می سازند، غالباً ابتدایی و غیرجذاب است. در واقع در نوشته‌ی پیش رو، کارهای به ظاهر ساده (و حتی برای برخی کاربران حرفه ای تر کلیشه ای) مرور می شوند که با انجام گام به گام آنها می توان بهترین استفاده را از ظرفیت سرویس های رایگان اینترنت کرد.

در هر دانشگاه معمولاً نشریاتی توسط دانشجوها و تشکل های دانشجویی منتشر می شود که غالباً با بودجه ی خیلی کم تولید و به چاپ می رسند. با اینکه صاحبان این نشریه ها دوست دارند تا نشریه خود را در دانشگاه های دیگر هم توزیع کنند و به دست مخاطبان فراتر از دانشکده و دانشگاه خود برسانند، اما به خاطر بضاعت اندکی که در اغلب فعالیتهای فوق برنامه دانشجویی است، مجال این کار را نمی یابند.

اما نباید ناامید شد! شبکه جهانی وب بستری برای همه مردمان دنیا فراهم کرده تا با هزینه های اندک بتوانند برای خود رسانه ای کاملاً  داشته باشند و صدای خود را به دیگری، خواه در نیمه دیگر زمین، برسانند. بنابراین می توان نشریه چاپی خود را از طریق اینترنت به رؤیت مخاطبان در هر جای کره خاکی رساند.

گرچه شاید ایده آل برای یک جریده داشتن یک وبسایت با امکانات کامل متناسب باشد، اما به همان علت پیش گفته(بودجه کم و محدود)، تامین هزینه های یک وبسایت حرفه ای از عهده دارندگان اغلب نشریه های دانشجویی بر نمی آید (البته با کمی صرفه جویی و پیدا کردن یک نفر که کمی وارد به کار باشد و پولی هم نگیرد می توان با حدود ۲۰ تا ۳۰ هزار تومان یک وبسایت ساده و معمولی راه اندازی کرد و ظاهر حرفه ای هم داشت). اما جای نگرانی نیست! هنوز هم می توانید یک جایگاه برای انتشار برخط نشریه خود داشته باشید. می توانید یک وبلاگ رایگان درست کنید و هر وقت که نشریه چاپی تان درآمد، نسخه مجازی اش را هم منتشر کنید.

در این نوشته قدم هایی را که برای داشتن یک وبلاگ برای یک نشریه دانشجویی باید برداشت، می خوانید. اگر هم می خواهید، همان طور که در بالا اشاره کردم، با صرف پول یک وبسایت برای جریده تان درست کنید، باز هم خواندن این مطلب مفید خواهد بود.

قدم اول: یک ایمیل درست کنید

در یکی از سرویس های مجانی مثل جیمیل و یاهو (ترجیجاً جیمیل) یک ایمیل برای نشریه خود درست کنید. بهتر است آدرس ایمیلتان، نشانی از نام نشریه تان (و اگر مایل بودید دانشگاهتان) داشته باشد. این ایمیل علاوه بر اینکه برای ثبت بلاگ لازم می شود، راهی برای ارتباط مخاطبانتان با تحریریه و دریافت نظرات آنها هم هست.


قدم دوم: یک بلاگ مجانی ثبت کنید

برای ثبت یک وبلاگ، سرویس های متعدد و متنوعی هست. اکثر سرویس های وطنی معروف (مثل پرشین بلاگ، بلاگفا، میهن بلاگ و پارسی بلاگ) حداقل امکانات مناسب و کافی را برای اینکه کار شما را راه بیندازند، دارند. یکی را انتخاب کنید و بلاگ خود را در آن ثبت کنید. باز هم سعی کنید در آدرس وبلاگ خود، از اسم نشریه بهره ببرید. برای عنوان وبلاگ هم که معلوم است باید نام نشریه خود را بنویسید.

قدم سوم: یک جا برای آپلود فایل ها و تصاویرتان پیدا کنید

اگر می خواهید تا مخاطبانتان تصاویر نشریه را ببینند یا اصلاً خود نشریه را با شکل و شمایلی که چاپ شده بخوانند، لازم است تا مکانی برای آپلود فایل های خود داشته باشید. خوشبختانه سایت های زیادی هستند که فضای میزبانی مناسب را برای آپلود فایل هایتان به طور مجانی به شما ارائه می دهند. یکی از بهترین ها که فارسی هم هست، پرشین گیگ است. پرشین گیگ ۱۰۰ مگابایت فضای رایگان به شما ارائه می دهد. همین طور اگر ایمیل خود را در مرحله اول در جیمیل درست کرده اید می توانید از سرویس صفحات گوگل برای آپلود فایل ها و تصاویر خود استفاده کنید.

قدم چهارم: انتخاب/طراحی یک قالب

اگر حوصله دارید و خودتان بلدید، یا کسی را می شناسید که بلد باشد، یک قالب اختصاصی برای بلاگ خود بسازید. اگر نه، خیلی هم مهم نیست. امروزه قالب های زیاد و متنوعی برای وبلاگ ها پیدا می شود. حتماً سرویس میزبان وبلاگ شما هم چندین قالب را دارد. هر کدام را که پسندیدید، انتخاب و استفاده کنید. توصیه می کنم که برای وبلاگ خود یک بنر یا لوگوی تصویری طراحی کنید. ترجیحاً از لوگو و گرافیک نشریه خودتان برای این کار استفاده کنید.

قدم پنجم: معرفی نشریه و اعضای تحریریه

در گوشه ی ثابتی از بلاگ خود، معرفی کوتاهی از نشریه خود نوشته و اعضای تحریریه را هم با ذکر نام (و یا سمت) معرفی کنید. می توانید از امکان معرفی وبلاگ که سرویس دهنده وبلاگ در اختیار قرار داده استفاده کنید. ایمیل نشریه را هم معرفی کنید تا خوانندگان با شما تماس بگیرند و نظرات خود را ارسال کنند.

قدم ششم: مطالب نشریه را یکی یکی وارد کنید

قبل از اینکه شروع به وارد کردن مطلب ها کنید، لازم است ترتیبی دهید تا مخاطبان بتوانند به مطالب هر شماره به صورت یکجا و منظم و دسته بندی شده، دست پیدا کنند. سرویس دهنده هایی که در مرحله دوم نام بردم، امکان دسته بندی مطالب را دارند. برای هر شماره جدید نشریه یک دسته بندی جدید درست کنید و اسم دسته را هم شماره نشریه (و یا نام پرونده ویژه نامه) قرار دهید. مثلاً بنویسید «شماره …». این طوری اگر کسی خواست بعداً به آرشیو سر بزند همه مطالب یک شماره مجله شما را بخواند، کارش راحت تر است و بلاگ نشریه شما هم منظم و حرفه ای تر به نظر می رسد.

هر یک از یادداشت ها و مقاله های جریده خود را به شکل یک پست مجزا، با ذکر نام (و در صورت وجود) ایمیل نویسنده، در وبلاگ کپی کنید. اگر در کنار یک مطلب تصویر یا عکسی را دارید، ابتدا آن را آپلود کرده (ن.ک مرحله سوم)، سپس به مطلب اضافه کنید. فراموش نکنید مطلب را به یک دسته (همان شماره نشریه) اختصاص دهید.

در صورتی که سرویس دهنده بلاگ (مثل پرشن بلاگ و میهن بلاگ)، امکان برچسب(تگ)گذاری را برای مطالب فراهم کرده  از برچسب زدن مطالب با کلمات کلیدی آن متن خودداری نکنید. حتی می توانید نام بخشی که مطلب در نسخه چابی نشریه کار شده، را به عنوان تگ استفاده کنید؛ مثلاً سرمقاله، یادداشت، خبر، مصاحبه و … در واقع این کار به خوانندگان برای یافتن سریع نوشته های آرشیو شده جریده شما در یک موضوع خاص یا یک صفحه خاص کمک می کند.

می توانید در انتهای ارسال مطلب ها، پستی هم برای معرفی مطالب آن شماره بنویسید و به پست های قبلی لینک بدهید. همین طور بهتر است تصویر روی جلد نشریه را هم در وبلاگ بگذارید.

قدم هفتم: فقط مطالب آخرین شماره را در صفحه اصلی نمایش دهید

وقتی کار ارسال کردن مطالب آخرین شماره نشریه تمام شد، از قسمت تنظیمات وبلاگ خود، تعداد یادداشت های نمایش داده شده در صفحه اول را به تعداد مطالب مربوط به آخرین نشریه (که در آخرین دسته بندی ایجاد شده قرار گرفته اند) تنظیم کنید. مثلاً اگر آخرین شماره، ۱۰ مطلب داشت و شما علاوه بر آنها یک پست هم برای معرفی و روی جلد و … ارسال کرده اید، عدد ۱۱ را به عنوان تعداد پست هایی که در صفحه اول نمایش داده می شود، وارد و تغییرات را ذخیره کنید.

قدم هشتم: نسخه PDF نشریه را هم در اینترنت قرار دهید

بسیاری از خوانندگان شما مایلند نشریه تان را همان طور که چاپ شده ببینند و بخوانند. حتماً نسخه PDF از نشریه خود تهیه کنید. نرم افزارهای زیادی هستند که فایل پی دی اف می سازند. یکی از آنها doPDF است که به شکل یک پرینتر مجازی نصب شده و فایل پی دی اف را روی کامپیوتر ذخیره می کند.

وقتی فایل پی دی اف از نشریه خود را ساختید، آن را در فضای رایگان (مثل پرشین گیگ) آپلود کنید. حالا لازم است لینک فایل را در وبلاگ خود بگذارید تا خوانندگان بتوانند آن را دانلود کرده و روی دستگاه خود ذخیره و مطالعه کنند. توصیه می کنم از ابزار پیوندهای روزانه (لینکدانی) که اکثر سرویس دهنده های وبلاگ آن را ارائه می دهند، استفاده کنید. عنوان لینک را مثلاً بنویسید «دریافت شماره … به فرمت pdf» یا چیزی شبیه به آن. این طوری خوانندگان در ستون کناری بلاگ نشریه، لینک دریافت pdf نشریه ها را می بینند و در صورت تمایل آن را دانلود می کنند.


قدم نهم: اشتراک مجازی برای نشریه تان بپذیرید!

اکثر نشریه هایی که دانشجوها می سازند، با فواصل نامنظم منتشر می شوند. مثلاً گاهی ماهی دو تا و گاهی ترمی یکی! خوانندگان برخط نشریه شما هم دقیقاً اطلاع نخواهند داشت که شماره جدید کی در می آید تا آن را از روی وبلاگ بخوانند. بنابراین ممکن است چند بار به وبلاگ سر بزنند با این امید که شماره جدیدی منتشر شده اما ناامید برگردند. شما برای اطمینان خاطر خوانندگان آنلاین از این که نشریه جدید که منتشر شد و مطالبش هم در وبلاگ قرار گرفت، به موقع خبردار می شوند، و همین طور برای اینکه خیال خودتان از بابت نپریدن مخاطبان آنلاین راحت باشد، باید امکاناتی فراهم کنید تا خوانندگان و مخاطبان شما به صورت آنلاین مشترک نشریه شما شوند.

یکی از بهترین راهکارها برای اشتراک مطالب یک سایت/بلاگ، استفاده از خوراک (فید) یا همان آر اس اس است. همه سرویس دهنده ها خروجی آر اس اس (و شاید خروجی اتم) را ارائه می دهند. یک آیکون بزرگ آر اس اس -مثل این- را بردارید در قالب وبلاگتان هم قرار دهید و لینکش کنید به خروجی آر اس اس وبلاگ. به خوانندگانتان هم توصیه کنید در یک خوراک خوان مثل گوگل ریدر، فید وبلاگ شما را مشترک شوند تا هر وقت وبلاگ به روز شد، به فاصله یکی دو ساعت عین مطالب را در فیدخوان خود ببینند و بخوانند. اگر فکر می کنید لازم است یک راهنمای استفاده هم بنویسید و یا یکی از راهنماهای فراوان موجود را معرفی و لینک کنید.

شاید بعضی از خوانندگان علاقه ای به فیدخواندن و گوگل ریدر و اینها نداشته باشند. بهتر است یک خبرنامه هم درست کنید تا خواننده ها در آن عضو شوند. هر وقت که شما مطالب نشریه جدید را در بلاگ قرار دادید، به مشترکان خبرنامه ایمیلی بزنید و آنها را مطلع کنید. برای ساخت خبرنامه می توانید به سایت «وبگذر» مراجعه کنید و با ساخت یک حساب کاربری، علاوه بر خبرنامه، از امکانات جالب دیگر مثل آمارگیر خوبش استفاده کنید.

نیازی نیست اما اگر حوصله داشتید در فیدبرنر، خوراک (فید) وبلاگ را بسوزانید و آن را به عنوان فید وبلاگ معرفی کنید. این طوری می توانید از سرویس اشتراک ایمیلی فیدبرنر هم استفاده کنید. البته همان طور که گفتم الزامی به این کار ندارید.

قدم دهم: وبلاگ را در نشریه معرفی و تبلیغ کنید

اگر شما در نشریه خود آدرس بلاگ را ننویسید آن وقت مخاطبان چه طور از آن خبردار شوند؟ در قسمتی از نشریه که معمولاً شناسنامه نشریه است و به معرفی دست اندرکاران اختصاص دارد، نشانی وبلاگ و ایمیلی که درست کرده اید را قید کنید و از خواننده ها دعوت کنید به وبلاگ سر بزنند و از طریق ایمیل یا کامنت ها برای هر مطلب یا کل نشریه نظر خود را ابراز کنند. حتماً با خواننده ها تعامل داشته باشید. خوب است نشانی وبلاگ و ایمیل را جایی در صفحه اول هم کار کنید تا بیشتر به چشم بیاید.

به زودی چند وبلاگ که متعلق به نشریات دانشجویی هستند و با بعضی معیارها حرفه ای هم ساخته و استفاده می شوند را معرفی خواهم کرد.

برچسب: ،،،
ارسال شده در بلاگ نویسی و بلاگ خوانی | نظرات (۱)

آگهی مفتی: کارگاه های ارتقای سطح وبلاگ نویسان و کاربران خاص اینترنت

مهر ۱۶م, ۱۳۸۹

raora

workshop.raora.net

گروه راورا، با همکاری چند نفر از بچه های کافه حزب الله در حاشیه جشنواره/نمایشگاه رسانه های دیجیتال کارگاه ها و نشست هایی برگزار می کند که به نظرمان به دردتان می خورد؛

کارگاه ها:

کارگاه «هجرت از خانه های کوچک» به درد آنهایی می خورد که از سرویس های رایگان خسته شده اند و می خواهند از نرم افزارهای مدیریت محتوا استفاده کنند، در این کارگاه نصب وردپرس روی هاست و کار با آن را یاد خواهید گرفتید.

کارگاه «آچار به دست!» برای آنها که به ویرایش قالب هایشان اصرار دارند مناسب است که برای درست کردن ابرو، چشم را کور نکنند؛ در این کلاس عناوین مهم HTML و CSS را خواهید آموخت تا بهتر قالب های تان را ویرایش کنید.

کارگاه «چلیک، کلیک!» را برای افزایش دُز تصویری وبلاگ تان حتما بروید، شیخ صراف که خود عکاس است، در این کلاس کلیات عکاسی دیجیتال و مطالب پیرامونش را آموزش می دهد.

یوسف عزیزی هم در کارگاه «کلاهت را سفت بچسب!» از امنیت شخصی در شبکه می گوید که دایم آی دی هایتان و کامپیوترتان هک نشود؛ و در «کمربند ها را محکم ببندیم!» برای آنها که از فضای اختصاصی برای پایگاه شان استفاده می کنند از امنیت پایگاه و هاستینگ خواهد گفت.

امیرحسین تهرانی هم در کارگاه «در محضر فتوشاپ!» فتوشاپ یاد خواهد داد و محمدمسیح هم در «بر فراز قله جوجل!» برای کاربران کمی تخصصی تر که با HTML/CSS آشنایی دارد یا کارگاه «آچار به دست!» را گذرانده اند از روش های فنی ارتقا رتبه در موتورهای جستجو و رنکینگ ها خواهد گفت؛ و در «جشنواره نصب» بهنام توکلی سخت ترین مرحله ورود به دنیای سیستم عامل کد باز را برای شما باز خواهد کرد، و با هم نصب لینوکس و همسایگی آن با سیستم عامل های دیگر را خواهید آموخت.

نشست ها (رایگان):

سعید تقوی در نشست «ورود به دنیای آزاد» از دنیای بدون مرض اپن سورس خواهد گفت که حتما با توجه به تشدید تحریم ها، پیوستن به سازمان تجارت جهانی و قانونی شدن کپی رایت دیر یا زود باید با آن آشنا شوید. همچنین نشست «چگونه سلبریتی شویم» را درباره ارتباط خلاق و جذب مخاطب در وبلاگستان از دست ندهید؛ حسین نصرآبادی هم در نشست «تخته شیشه ای» به صورت کاربردی از کار با نرم افزارهای آموزش آنلاین و الکترونیکی خواهد گفت.

برچسب: ،،،،،
ارسال شده در بلاگ نویسی و بلاگ خوانی | نظرات (۰)

آیا این مجلس می‌تواند در رأس امور باشد؟

مهر ۱۴م, ۱۳۸۹

چند هفته است سیاسیون در نقد گفته های رئیس جمهور بحث می کنند که آیا هنوز “مجلس در رأس امور” هست یا نیست. کاری به حرافی هایی که در این موضوع شده، و اینکه چه طور این ادعا تحمیلاً و با قرائن معنوی! به احمدی نژاد نسبت داده شد، ندارم؛ که معتقدم این دعوای “مجلس قوه اول است یا دولت” مشکل کشور نیست.

اما دوست داشتم این سؤال را از آنهایی که به این بهانه (و بهانه های دیگر مثل تجمع تشکلهای دانشجویی مقابل مجلس) رگ گردنی شده و مجلس -و خودشان- را پاک، صالح و مصون از خطا و اشتباه می خوانند، بپرسم که آیا مجلسی که برای خود شأن نظارتی قائل نیست، می تواند در رأس امور باشد؟

آیا مجلسی که بعضی از نماینده هایش برای پیروز شدن در انتخابات، اقدام به هزینه باورنکردنی برای تبلیغات می کنند (به طوری که احتمالاً هیچ وقت با حقوق چهار ساله نمایندگی نمی توانند جبرانش کنند)، هر گونه وعده و وعید شدنی و ناشدنی را به مردم حوزه انتخابیه خود می دهند و با تزریق هیجان خالی از شعور و منطق می خواهند نماینده شوند، می تواند در رأس امور باشد؟

آیا مجلسی که وقتی رئیس دانشگاه آزاد وارد آن می شود، چندین نماینده دورش جمع می شوند؛ مجلسی که فراکسیون اقلیتش حاضر به پذیرش مشروعیت رأی مردم نیست و مراسم تحلیف رئیس جمهور منتخب را تحریم می کند و دغدغه اش حمایت از جریان فتنه است، می تواند در رأس امور باشد؟

مجلسی که تعداد نمایندگانش در طول یک روز، بارها از حد نصاب می افتد؛ مجلسی که باید به نمایندگان برای شرکت در رأی گیری ها التماس کرد… آیا واقعاً چنین مجلسی می تواند در رأس امور باشد؟

برچسب: ،،
ارسال شده در یادداشت‌های پراکنده | نظرات (۰)

درباره دو رخداد دانشگاهی در زنجان

مرداد ۳۱م, ۱۳۸۹

** این متن را دیروز صبح نوشته بودم که به دلیل تمام شدن حساب اینترنت، انتشار آن تا این لحظه به تأخیر افتاد.

خبر اول: پروفسور یوسف ثبوتی از ریاست دانشگاه تحصیلات تکمیلی علوم پایه زنجان برکنار شد

تا به حال توفیق زیارت پروفسور ثبوتی را نداشته ام اما چند باری که به مرکزی که ایشان بنیاد گذشت، همان تنها دانشگاه بدون دیوار ایران، سر زده ام، باعث شده تا عمیقاً ایشان را تحسین کنم. شاید جالب باشد بگویم او برای راه اندازی این مرکز، منزل را در دانشگاه شیراز فروخت و از شخصیت های مورد علاقه‌ی رهبر انقلاب و همین طور مردم زنجان است.

جالب است در حکم صادره از وزیر علوم برای انتصاب “سرپرست”(نه رئیس) دانشگاه از او “ضرورت حفظ بیت المال و اعمال سیاستهای موثر به منظور صرفه جویی در هزینه ها” و “تلاش در جهت تربیت دانش آموختگانی قانون پذیر با نگرش ارزشی و معنوی” خواسته شده؛ نکته این است که اولاً، مرکز علوم پایه در عمر تقریباً ۲۰ ساله خود کمترین هزینه های دولتی را استفاده می کرده؛ ثانیاً، در میان آنهایی که در این مرکز تحصیل می کنند (لااقل آنهایی که من می شناسم و مراوده داشته ام)، عنصر “قانون ناپذیر” و “ضدارزشی” ندیده ام. اصلاً محیط آنجا به خاطر عده کم دانشجوها و همین طور تمرکز بر مقطع دکترا، همیشه آرام و کاملاً علمی است و بدون هیچ گونه جنجال متفرقه.

خبر دوم: دکتر محسن افشارچی به عنوان سرپرست دانشگاه زنجان منصوب شد

آقای افشارچی استاد راهنمای پروژه پایانی من در دانشگاه بود. بر خلاف اغلب دانشجوهای دیگر که دنبال استادهایی بودند که پروژه های آسان را بهشان تکلیف کنند (در واقع بیشتر مدرس های دانشگاهی که من در آن تحصیل کرده ام آن طوری بودند!)، من به علاوه دوستانم سراغ کسی رفتیم که به سخت گیری (لااقل در میان بقیه) معروف بود. در واقع خودم می خواستم در طی انجام پروژه، شلاق بخورم و به اصطلاح آبدیده شوم. و البته شلاق هم خوردم (به معنای واقعی کلمه) تا بالاخره رضایت دکتر افشارچی را جلب کردم!

اگرچه او هم مانند پروفسور ثبوتی زیاد کار به سیاست ندارد، اما اگر مصاحبه هایی که گاهی با این دو نفر در مواعید انتخاباتی می شود بخوانید، متوجه سلایق متفاوت سیاسی آن‌ها می شوید؛ یکی دلش با احمدی نزاد است و دیگری طرفدار اصلاح طلب ها!

سؤال مرتبط: جریان چیست که جای رؤسای دانشگاه ها که برکنار می شوند، “رئیس” دیگری منصوب نمی شود و “سرپرست” به جایش می گذارند؟

برخی نوشته های وبلاگی درباره این موضوع:
راز سر به مهر: ما غمگینیم. غمت سنگین و سنگین و سنگین تر باد
دانا: ریاست دانش‌گاهها

برچسب: ،،،،،،
ارسال شده در یادداشت‌های پراکنده | نظرات (۰)

سری که زیر برف نیست چه‌قدر از حرفی که می‌زند مطمئن است؟

مرداد ۲۴م, ۱۳۸۹

بهانه‌ی نوشتن این یادداشت، مطلبی بود در وبلاگ «دغدغه ها» که بعد وبلاگ «سعی» درباره‌اش نوشته بود و در ادامه «زهرا اچ بی» هم مطلبی نوشته که توصیه می‌کنم اگر فرصت دارید آنها (مخصوصاً دو تای اولی) را بخوانید. بحث درباره‌ی این است که چرا اغلب مخالفان/معاندان نظام جمهوری و به طور کلی کسانی که مثل ما موافقان/مدافعان حکومت کنونی فکر نمی‌کنند، به عنوان «یک مکانیزم دفاعی» ماها را بی‌خبر، کور (از دیدن حقیقت)، سر در برف کرده و یا در بدترین حالت متحجر یا مزدور رژیم! می‌دانند. علاوه بر مطالبی که «سعی» نوشته من می‌خواهم سؤالی را در این باره مطرح کنم.

واقعیت این است که من -خود من- هیچ وقت به هیچ کدام از گزاره هایی که در ذهنم هستند و اساس افکار و گفتارهای دیگرم را تشکیل می‌دهند، به چشم گزاره های غیر قابل تشکیک و تأویل‌ناپذیر نگاه نمی‌کنم؛ هر چند که خیلی هم بهشان استناد بکنم یا بر اساس آنها رفتارهایی از خودم بروز بدهم. مخصوصاً در مورد مسائلی که به نوعی به احوالات امروز جامعه مربوط می‌شوند، همواره احتمالی برای درست نبودن طرز فکرم باقی می‌گذارم. و هر از گاهی هم با دیده‌ی شک به بررسی صحت آنها -گاهی از چند زاویه دید مختلف- می‌پردازم.

مثلاً (و فقط به عنوان یک مثال) موضوعی که بهانه‌ی اولیه نزاع‌های سیاسی یک سال اخیر ایران شده: «تقلب در انتخابات ریاست جمهوری دهم»؛ من تقریباً هر اشاره و استدلالی که قائلین به وقوع تقلب کرده‌اند را به دقت سنجیده‌ام، و سعی کرده‌ام که منطقی درباره‌اش فکر کنم و حتی بعضاً راهی برای اثبات این ادعا پیدا کنم. ولی در نهایت به مانند بسیاری از مردم، فهمیده‌ام که این ادعا یک گزاره‌ی دروغ است. بارها هم در مسأله‌ی «عدم وقوع تقلب» (یعنی همان صحت برگزاری انتخابات و نتیجه) شک کرده‌ام، هر بار که حرف جدیدی هم علیه صحت انتخابات ببینم باز هم شک می کنم و بررسی می‌کنم. اما همان طور که نوشتم، هر بار به این رسیده‌ام که گزاره‌ی تقلب در انتخابات یک گزاره‌ی دروغ است. با این حال باز هم برای تشکیک در صحت انتخابات، یک احتمالی در ذهنم باقی گذاشته‌ام تا اگر باز هم ادعای تازه‌ای بود، آن را چشم‌بسته و همین طوری رد نکنم.

از طرفی، چون مشت نمونه خروار است، پس کسان دیگری هم هستند که مثل من فکر می‌کنند. در عین اینکه وظیفه خود را دفاع از «اصل نظام جمهوری اسلامی ایران» می‌بینند، اشکال های موجود در آن را هم از نظر دور نمی‌اندازند. اتفاقاً ماها برعکس مخالفان/معاندان نظام که گیرهای مبتذل یا الکی و گاهی «سفارشی» می‌‌دهند، نقدهای جدی‌تر و اساسی‌تری به برخی رویکردها و عملکردهای مسئولان داریم که اکثر آنها را در مطبوعات و اینترنت به وفور می‌توان دید.

سؤالی که چند وقت است در ذهنم است و می‌خواهم از مخالفان/معاندان بپرسم، این است که آیا شما حتی چند درصد خیلی کم احتمال نمی‌دهید که شاید اشتباه کنید؟ یعنی اصلاً ممکن نیست که واقعیت آن جوری نباشد که شما فکر می‌کنید و می‌گویید؟ و بر سر ما -و نظام- می‌کوبید که «حرف، حرف ماست و شما قطعاً سرتان را در برف فرو کرده‌اید و اصلاً شما خودتان با نظام فلان و فلان هستید و الخ»؟ تا حالا اصلاً کمی به گزاره‌های ادعایی خودتان -و همین طور رفتارهایتان- با شک و تردید نگاه کرده اید تا بدانید بعضی‌شان چقدر می‌تواند مسخره و مضحک باشد برای مخالفت با آن چه که نمی‌پسندید؟ چرا فکر می‌کنید لزوماً سخنی که از جانب شما -یا رهبران شما- صادر شود، کأنه وحی منزل، عین حقیقت، و هر چه که از طرف مقابل شما گفته می‌شود، حتماً دروغ است؟ آیا واقعاً حتی تناقضات موجود در مدعاهایتان را نمی‌بینید؟

این‌ها پرسش‌هایی بود که دوست داشتم از کسانی که به هر نحوی خود را مقابل ما می‌بینند و وظیفه‌شان را «آگاه‌سازی» ما موافقان/مدافعان نظام جمهوری می‌دانند بپرسم. البته جواب بعضی از آنها را می توانم -فقط- حدس بزنم. جوابهایی که در فرهنگ، اخلاق و خودبرتربینی اکتسابی آدم‌ها، همه‌ی آدم‌ها، نهفته است.

برچسب: ،،،
ارسال شده در یادداشت‌های پراکنده | نظرات (۰)

در باب فیدبرنر و دلیشس و گوگل ریدر

تیر ۲۴م, ۱۳۸۹

از چند روز پیش، خوراک (فید) وبلاگ را در فیدبرنر سوزاندم و نتیجه اش شد این: http://feeds.feedburner.com/ifelseblog

همین طور اکانت دلیشس خودم را به آن وارد کردم. اگر اهل به اشتراک گذاری لینکهای خوشمزه هستید، من در این نشانی بعضی لینکهای مورد علاقه ام را بوکمارک می کنم: http://delicious.com/ifelseblog

اگر مثل من عادت به خواندن مطالب بلاگ‌های مورد علاقه در گوگل ریدر دارید، لطفاً آن را در خوراک خوان خودتان مشترک شوید. ممنون. ضمناً این هم لینک آیتم های به اشتراک گذاشته شده توسط من: http://www.google.com/reader/shared/05763259597329863283

البته این ها در ستون کناری وبلاگ هم نمایش داده می شود.

اگر نمی دانید فید و آر اس اس چیست و یا با گوگل ریدر و امثال آن آشنایی ندارید، به طور خلاصه:
فید/خوراک/RSS/ATOM خروجی هایی هستند از یک وبسایت/وبلاگ که به کاربران اجازه می دهند محتویات آن پایگاه را که مرتباً به روز می شود، پیگیری کنند. برای استفاده راحت از این خروجی ها لازم است تا کاربران از ابزارهایی موسوم به فیدریدر/خوراک‌خوان استفاده کنند. یک فیدریدر بسیار خوب، سرویس خواننده گوگل است به شما این امکان را می دهد تا با اشتراک خوراک های گوناگون، هر موقع که یکی از آنها به روز شد، در لیست خود ببینید، آنها را به اشتراک با دوستان خود بگذارید و خیلی کارهای دیگر که از حوصله این نوشته خارج است.

افزودن یک فید به گوگل ریدر

افزودن یک فید به گوگل ریدر

برای اینکه مشترک خوراک وبلاگ  ترنم فکر در گوگل ریدر شوید، باید در گوگل یک اکانت داشته باشید. اگر قبلاً به خاطر جیمیل و … اکانت دارید که با اکانت خود وارد گوگل ریدر می شوید وگرنه یکی بسازید. وقتی گوگل ریدر به طور کامل بارگذاری شد، روی دکمه Add a subscription کلیک کنید و مطابق شکل روبرو، در کادر باز شده نشانی فید وبلاگ مرا در آن بنویسید (کپی کنید) و روی دکمه Add کلیک کنید. بعد از چند لحظه شما مشترک فید وبلاگ من می شوید و بعداً هر وقت که به گوگل ریدر سر بزنید، می توانید آخرین پست های وبلاگم را بخوانید.

امروزه یکی از بهترین راهها برای بلاگ خوانی، استفاده از فیدریدرها مثل گوگل ریدر است. کلاً فواید زیادی بر اشتراک مطالب پایگاه های خبری و وبلاگها مترتب است که برای آشنایی و یادگیری امکانات گوگل ریدر، جستجو کنید.

باز هم برای اینکه مشترک خوراک وبلاگ من می شوید از شما تشکر می کنم.

برچسب: ،،،،،،
ارسال شده در اینترنت،بلاگ نویسی و بلاگ خوانی | نظرات (۰)

غزه تمام شد؟

تیر ۲۴م, ۱۳۸۹

همین چند هفته پیش بود که تهاجم -واقعاً وحشیانه- سربازان صهیونی به ناوگان کمک رسانی به غزه، مورد توجه رسانه های دنیا قرار گرفته بود و صدا و سیمای ملی هم دوباره یادش افتاد که غزه ای هم هست و محاصره ای؛ خلاصه برای اینکه از قافله عقب نماند، اطلاع رسانی می کرد. و بعد… تمام! اتفاق حساس و مهم تری به نام جام جهانی فوتبال رخ داده بود و لازم بود تا ملت حتی اندکی از آن غافل نمانند. تمام هم و غم تلویزیون ملی در این چند هفته شده بود فوتبال و تقریباً در هر بخش خبری سیما یک سرفصل مخصوص این موضوع درست شد تا حواشی ریز و درشت این “غفلت جهانی” را بارها و بارها تکرار کند؛ چرا که فرض بود بر تمام ملت تا بدانند چرا بازیکنان فلان تیم اروپایی در تمرین شرکت نمی کنند و یا اینکه یک هشت پا پیدا شده که …

صدا و سیما در این سال ها به روشنی نشان داده که دغدغه‌ی جدی برای مسأله های اسلامی مثل قدس ندارد (بعداً یک مطلب در این باره که آیا اساساً رسانه ای که “ملی” خوانده می شود، می تواند عزم جزم و دغدغه ای هم برای پرداختن به مسائل اسلامی و جهانی داشته باشد یا نه مطلبی خواهم نگاشت). ظاهراً برای جام جم نشینان جام جهانی فوتبال و حواشی آن مهم تر از محاصره و کشتار خاموش ساکنان غزه است. اصولاً ضریب رسانه ای برای موضوعات اساسی و اصلی در ایران، بسیار پایین تر از ضریب داده شده به وهمیات زرد و تخدیرگر است. برای اثبات این موضوع می توانید زمان پخش برنامه های مربوط به این دو گروه موضوع در تلویزیون، و همین طور نسبت تیترها در مطبوعات را با هم مقایسه کنید.

رسانه ملی تمایلی برای هدایت اذهان ایرانی به مهمترین خط مقدم مبارزه جهان اسلام با کفر و شرک ندارد و ترجیح می دهد با بمباران خبرهای جنجالی مثل فوتبال برای مخاطبان خود ذائقه سازی کند. اگرچه گهگاهی به خاطر شدید شدن حملات اسرائیل یا حامیانش در غرب و وخیم تر شدن اوضاع، مجبور می شود تا اینها را هم پوشش خبری بدهد؛ که به نظر می رسد صرفاً به خاطر رفع تکلیف و خالی نبودن عریضه و کم نیاوردن پیش خارجی‌هاست. همان اطلاع رسانی اندک هم که وقتی در کنار خبرهای زرد مثل تولد گوسفند عجیب الخلقه و مسخره بازی های دیگر قرار می گیرد، از اثرگذاری می افتد و به قولی «مسمومیت فکری» درست می کند. یعنی مخاطب کم کم نسبت به این خبرها بی تفاوت می شود و دیگر برایش غزه و فلسطین با فوتبال و جام جهانی فرقی نخواهد داشت. حتی ممکن است با مشاهده مکرر تصاویر جنایت های اسرائیلی ها و ضمن بی تفاوتی، قساوت قلب هم برای او پدید بیاید؛ کما اینکه ظاهراً برای عده ای این اتفاق افتاده
که گفتند: “نه غزه، نه لبنان”.

برای حضور رسانه ای مؤثر در جبهه دفاع اسلامی، باید بتوان در مخاطب دغدغه مسائل مهم امت اسلامی را ایجاد کرد. این امر وقتی شدنی است که ذائقه او را از مباحث تفننی و سطح پایین به سوی مباحث اصیل و مورد نیاز جامعه اسلامی تغییر دهیم. و واضح است که با این اوضاع بدنه تصمیم گیر و برنامه ساز رسانه‌ای، این تغییر و ارتقای فکری شدنی نیست. چرا که ایشان نیز علاقه ای به درگیر کردن خود و دیگران (این دیگران شامل مسئولان قوا و نهادهای دیگر کشور نیز حتماً می شود) به این گونه مسائل ندارند.

برچسب:
ارسال شده در امت اسلامی،رسانه | نظرات (۰)

اسکریپت بهینه شده timthumb

تیر ۲۴م, ۱۳۸۹

اگر برنامه نویس PHP باشید، احتمالاً با اسکریپت timthumb برخورد کرده‌اید. این اسکریپت برای کار برش (crop) و کوچک سازی تصاویر به کار می رود و در بسیاری از وبسایت ها برای نمایش دادن تصویر بندانگشتی از یک تصویر بزرگتر استفاده می شود. همین طور با استفاده از این اسکریپت چندین اسکریپت و پلاگین دیگر، مثلاً برای وردپرس، ساخته شده است.

اگر از این اسکریپت استفاده کرده باشید لابد می دانید که نسخه اصلی این اسکریپت (لینک دانلود آخرین ویرایش که از گوگل کد گرفتم) فقط از تصاویری پشتیبانی می کند که در همان سرور/دامنه ذخیره شده باشند. به عبارت دیگر نمی توان با این اسکریپت تصاویر موجود در سایت های دیگر را کوچک کرد. چند ماه پیش من دنبال راه حلی در اینترنت گشتم تا بتوان از تصاویر موجود بر سرورهای دیگر هم استفاده کرد. به کدی برخوردم که در واقع قسمت هایی از کد اصلی timthumb را کامنت کرده بود و فکر کنم چیزهایی را هم افزوده بود. با این کد جدید می شد تصویرهایی که در سایت های دیگر آپلود شده اند را هم کوچک کرد. (لینک دانلود)

اما مشکل دیگری پیدا شد، بالا بودن نسبی حجم فایل بندانگشتی ساخته شده با اسکریپت اخیر بود. در واقع عکس بندانگشتی به طور قابل ملاحظه ای حجیم می شود. اگرچه برای اندازه های با طول و عرض کوچک (مثلاً ۱۰۰×۱۰۰ پیکسل یا کمتر) نهایتاً حجم عکس بندانگشتی ۱۵-۲۰ کیلوبایت می شد (و صرف نظر از اینکه این حجم وقتی تعداد زیادی تصویر مثلاً ۳۰-۴۰ تا در یک صفحه قرار بگیرند، بارگذاری آن صفحه را طولانی می کند)، اما، اگر بخواهی اندازه های بزرگی را برش بدهی (مثلاً نصف یا ربع اندازه عکس اصلی)، آن وقت حجم تصویر درست شده حتی از حجم تصویر اصلی هم بیشتر می شود! در این مورد حتی کم کردن کیفیت خروجی اسکریپت (با متغیر q) هم چاره ساز نیست و باز حجم فایل تولید شده توسط اسکریپت اخیر زیاد است.

مجبور شدم خودم دست به کار شوم و با ور رفتن با سورسِ کد بالا، موفق شدم تا آن را از لحاظ حجم فایل ساخته شده، بهینه کنم. در یک مورد موقع آزمایش، حجم خروجی تقریباً هفت برابر کمتر شد و تصویر هم افت کیفیت محسوسی هم نداشت. نتیجه را می توانید از این لینک دریافت کنید: دانلود فایل فشرده ی اسکریپت بهینه شده ی timthumb

برچسب: ،،،،
ارسال شده در یادداشت‌های پراکنده | نظرات (۰)

ادای استقلال

تیر ۲۴م, ۱۳۸۹

از همان زمانی که پدیده‌ی وبلاگ به دنیا آمد، وبلاگ ها هم به دو دسته تقسیم می شدند: وبلاگ های زیرمجموعه ی یک سرویس وبلاگ نویسی که دارای یک زیردامنه از دامنه ی آن سرویس بودند، و وبلاگ های به اصطلاح مستقل که دارای فضای میزبانی و دامنه ی خاص خودشان می شدند. البته دسته ی اخیر گاهی جزو “وبسایت”ها قلمداد شده و گاهی هنوز هم می شوند. اما رفته رفته با پیشرفت سرویس های بزرگ وبلاگ دهی، این امکان برای وبلاگ نویسان این سایت ها فراهم شد که بتوانند دامنه ی مخصوص خودشان را به وبلاگشان متصل کنند. این طوری کمی وبلاگ حرفه ای تر به نظر می رسد و شبیه وبلاگ های مستقل می شود (اگرچه هنوز از محدودیت های سرویس وبلاگ دهی پیروی می کند). امروزه اکثر سرویس های وبلاگ نویسی دنیا (و همین طور سرویس های مهم ایرانی) این امکان را برای کاربرانشان فراهم کرده اند تا یک (یا چند) دامنه را به وبلاگ خود بچسبانند.
از دیروز دامنه ifelse.ir به این وبلاگ وصل شده است. حکایت این دامنه هم مفصل نیست. سال ۸۷، ترم هفتم دانشگاه بودم که مدرس عزیز درس مهندسی فناوری اطلاعات ۲ به عنوان یک فعالیت عملی پیشنهاد ساخت یک وبسایت با محتوای مربوط به مباحث درس داده بود. من هم قبلا یک وبلاگ دیده بودم که دامنه اش برایم جذاب بود. فکر کنم این بود: ifelse.co.uk . یک فضای مناسب هم خریدم و وردپرس را رویش نصب کردم و یک قالب خیلی قشنگ را پیدا کردم و فارسی و شخصی سازی اش کردم. یک سری مقاله ی خوب هم از سایت های مختلف -البته با رعایت حقوق مؤلف- در آن وارد کردم و خلاصه نمره ی کامل از آن درس گرفتم.
این دامنه چند ماه پیش منقضی شد. سرم که خلوت شد خواستم دوباره وبلاگ نویسی را از سر بگیرم. تا یک پست فرستادم، وردپرس دات کام و همه ی وبلاگ های زیرمجموعه اش کلاً مسدود شد. من هم آمدم تا در بلاگها بنویسم که از جهاتی از وردپرس دات کام بهتر است (بعداً حتماً این دو سرویس را با هم مقایسه می کنم). نکته ی جالب اینکه همان روزی که این دامنه را داشتم ثبت می کردم، وردپرس دات کام رفع انسداد شد! اما من باز کار خودم را  کردم.

برچسب:
ارسال شده در وبلاگشهر | نظرات (۰)

مجلس، دانشگاه آزاد، اخلاق و عدالتخواهی نسبی

تیر ۲۴م, ۱۳۸۹

در هفته‌ای که گذشت، چند واقعه پیرامون موضوع وقف دانشگاه آزاد اسلامی اتفاق افتاد که کمتر کسی است که چیزی از آن نشنیده باشد. نکاتی که برای من در این قضیه جالب و بعضاً مهم است، از قرار این‌هاست:

مجلس:

طرحی در مجلس تصویب شده، که گذشته از حرف و حدیث های پیرامون روند تصویب آن، قصد دارد راه را برای وقف دانشگاه آزاد باز کند. این طرح به احتمال زیاد در شورای نگهبان رد خواهد شد. و اگر نماینده ها اصرار به تصویب آن داشته باشند، شاید با تغییرات اندکی، یکی-دو بار دیگر بین مجلس و شورای نگهبان می چرخد تا در نهایت به مجمع تشخیص مصلحت نظام برود. این بار به احتمال زیاد تصویب می شود.

مجلس «حق» دارد که طرحی را که «فکر می کند خوب است» است تصویب کند و کسی هم حق ندارد این حق را از نماینده ها سلب کند. اما نماینده ها هم حق ندارند به منتقدان درون و بیرون مجلس خودشان خرده بگیرند که چرا به تصمیم ما اعتراض می کنید. انتقاد و اعتراض به عملکرد مجلسیان، “حق” مردم است.

دانشگاه آزاد:

طی یکی،دو سال گذشته مدیریت دانشگاه آزاد اسلامی ، به نظرم، به شدت طالب خارج شدن از حیطه‌ی نظارتی نهادهایی مثل شورای عالی انقلاب فرهنگی است. به فرض آنکه وقف این دانشگاه عملی شود (کما اینکه اصلا مشخص نیست هیات موسس آیا «حق تصرف مالکانه نسبت به آن دارند» یا نه)، اقدام متقابل دولت چه خواهد بود؟ شاید بی اعتبار کردن مدارک دانشگاه آزاد!(؟) و در این میان چه کسانی ضرر خواهند کرد؟ فارغ التحصیلان امروز و فردای این دانشگاه.

اخلاق نسبی:

دو بداخلاقی و بی تقوایی گفتاری در این میان به چشم من آمد:

  1. در تجمع دانشجویان در برابر مجلس، بعضاً شعارهایی سر داده شده یا پلاکاردهایی دیده شده (و عکس هایش در اینترنت موجود است) که شامل توهین به نماینده ها و همین طور رئیس مجلس بوده، و البته در شان دانشجویان عدالتخواه نیست. این حاشیه البته باعث شده تا اصل تجمع اعتراضی هم زیر سوال برود.
  2. در انعکاس اخبار تجمع یاد شده، بعضی وبسایت های خبری و وبلاگ های منتسب به گروه سبز، تجمع کننده ها را متهم به “تهدید به توپ بستن مجلس” کرده اند. این اتهام آن طور که من فهمیدم منشأش سایت خبری “پارلمان نیوز” (متعلق به فراکسیون خط امام) است. در هیچ سایت یا وبلاگ دیگری این طور چیزی ننوشته است.
عدالتخواهی نسبی:

متاسفانه یک سالی است که تشکل های دانشجویی عدالتخواه فقط در مورد بی عدالتی ها و قانون شکنی هایی موضوع گرفته اند که یک طرفش به نحوی به فتنه سال گذشته مربوط بوده است. “عدالت در طلب عدالت” همه‌ی حرف من است. اگر بناست خواهان برقراری عدالت اجتماعی باشیم باید قانون شکنی و بی عدالتی را از طرف هر کسی محکوم کنیم. در چند سال اخیر بی عدالتی هایی در کشور اتفاق افتاده که دیده نشده اعتراض شایسته ای به آن نشان داده شود. مثال مشخصی که در ذهنم است  و سربسته می گویم، ماجرای واگذاری سهام شرکت مخابرات؛ که خبری از واکنش هایی نظیر تجمع هفته ی گذشته نبود.

برچسب:
ارسال شده در عدالت‌خواهی | نظرات (۰)