بایگانی

نوشته های برچسب زده شده ‘دانشگاه’

درباره دو رخداد دانشگاهی در زنجان

۱ شهریور ۱۳۸۹ ۲ دیدگاه

** این متن را دیروز صبح نوشته بودم که به دلیل تمام شدن حساب اینترنت، انتشار آن تا این لحظه به تأخیر افتاد.

خبر اول: پروفسور یوسف ثبوتی از ریاست دانشگاه تحصیلات تکمیلی علوم پایه زنجان برکنار شد

تا به حال توفیق زیارت پروفسور ثبوتی را نداشته ام اما چند باری که به مرکزی که ایشان بنیاد گذشت، همان تنها دانشگاه بدون دیوار ایران، سر زده ام، باعث شده تا عمیقاً ایشان را تحسین کنم. شاید جالب باشد بگویم او برای راه اندازی این مرکز، منزل را در دانشگاه شیراز فروخت و از شخصیت های مورد علاقه‌ی رهبر انقلاب و همین طور مردم زنجان است.

جالب است در حکم صادره از وزیر علوم برای انتصاب “سرپرست”(نه رئیس) دانشگاه از او “ضرورت حفظ بیت المال و اعمال سیاستهای موثر به منظور صرفه جویی در هزینه ها” و “تلاش در جهت تربیت دانش آموختگانی قانون پذیر با نگرش ارزشی و معنوی” خواسته شده؛ نکته این است که اولاً، مرکز علوم پایه در عمر تقریباً ۲۰ ساله خود کمترین هزینه های دولتی را استفاده می کرده؛ ثانیاً، در میان آنهایی که در این مرکز تحصیل می کنند (لااقل آنهایی که من می شناسم و مراوده داشته ام)، عنصر “قانون ناپذیر” و “ضدارزشی” ندیده ام. اصلاً محیط آنجا به خاطر عده کم دانشجوها و همین طور تمرکز بر مقطع دکترا، همیشه آرام و کاملاً علمی است و بدون هیچ گونه جنجال متفرقه.

خبر دوم: دکتر محسن افشارچی به عنوان سرپرست دانشگاه زنجان منصوب شد

آقای افشارچی استاد راهنمای پروژه پایانی من در دانشگاه بود. بر خلاف اغلب دانشجوهای دیگر که دنبال استادهایی بودند که پروژه های آسان را بهشان تکلیف کنند (در واقع بیشتر مدرس های دانشگاهی که من در آن تحصیل کرده ام آن طوری بودند!)، من به علاوه دوستانم سراغ کسی رفتیم که به سخت گیری (لااقل در میان بقیه) معروف بود. در واقع خودم می خواستم در طی انجام پروژه، شلاق بخورم و به اصطلاح آبدیده شوم. و البته شلاق هم خوردم (به معنای واقعی کلمه) تا بالاخره رضایت دکتر افشارچی را جلب کردم!

اگرچه او هم مانند پروفسور ثبوتی زیاد کار به سیاست ندارد، اما اگر مصاحبه هایی که گاهی با این دو نفر در مواعید انتخاباتی می شود بخوانید، متوجه سلایق متفاوت سیاسی آن‌ها می شوید؛ یکی دلش با احمدی نزاد است و دیگری طرفدار اصلاح طلب ها!

سؤال مرتبط: جریان چیست که جای رؤسای دانشگاه ها که برکنار می شوند، “رئیس” دیگری منصوب نمی شود و “سرپرست” به جایش می گذارند؟

برخی نوشته های وبلاگی درباره این موضوع:
راز سر به مهر: ما غمگینیم. غمت سنگین و سنگین و سنگین تر باد
دانا: ریاست دانش‌گاهها

ادای استقلال

۸ تیر ۱۳۸۹ بدون دیدگاه

از همان زمانی که پدیده‌ی وبلاگ به دنیا آمد، وبلاگ ها هم به دو دسته تقسیم می شدند: وبلاگ های زیرمجموعه ی یک سرویس وبلاگ نویسی که دارای یک زیردامنه از دامنه ی آن سرویس بودند، و وبلاگ های به اصطلاح مستقل که دارای فضای میزبانی و دامنه ی خاص خودشان می شدند. البته دسته ی اخیر گاهی جزو “وبسایت”ها قلمداد شده و گاهی هنوز هم می شوند. اما رفته رفته با پیشرفت سرویس های بزرگ وبلاگ دهی، این امکان برای وبلاگ نویسان این سایت ها فراهم شد که بتوانند دامنه ی مخصوص خودشان را به وبلاگشان متصل کنند. این طوری کمی وبلاگ حرفه ای تر به نظر می رسد و شبیه وبلاگ های مستقل می شود (اگرچه هنوز از محدودیت های سرویس وبلاگ دهی پیروی می کند). امروزه اکثر سرویس های وبلاگ نویسی دنیا (و همین طور سرویس های مهم ایرانی) این امکان را برای کاربرانشان فراهم کرده اند تا یک (یا چند) دامنه را به وبلاگ خود بچسبانند.
از دیروز دامنه ifelse.ir به این وبلاگ وصل شده است. حکایت این دامنه هم مفصل نیست. سال ۸۷، ترم هفتم دانشگاه بودم که مدرس عزیز درس مهندسی فناوری اطلاعات ۲ به عنوان یک فعالیت عملی پیشنهاد ساخت یک وبسایت با محتوای مربوط به مباحث درس داده بود. من هم قبلا یک وبلاگ دیده بودم که دامنه اش برایم جذاب بود. فکر کنم این بود: ifelse.co.uk . یک فضای مناسب هم خریدم و وردپرس را رویش نصب کردم و یک قالب خیلی قشنگ را پیدا کردم و فارسی و شخصی سازی اش کردم. یک سری مقاله ی خوب هم از سایت های مختلف -البته با رعایت حقوق مؤلف- در آن وارد کردم و خلاصه نمره ی کامل از آن درس گرفتم.
این دامنه چند ماه پیش منقضی شد. سرم که خلوت شد خواستم دوباره وبلاگ نویسی را از سر بگیرم. تا یک پست فرستادم، وردپرس دات کام و همه ی وبلاگ های زیرمجموعه اش کلاً مسدود شد. من هم آمدم تا در بلاگها بنویسم که از جهاتی از وردپرس دات کام بهتر است (بعداً حتماً این دو سرویس را با هم مقایسه می کنم). نکته ی جالب اینکه همان روزی که این دامنه را داشتم ثبت می کردم، وردپرس دات کام رفع انسداد شد! اما من باز کار خودم را  کردم.

مرجع