گزینش
پررنگ ترین سابقه ای که از کلمه «گزینش» تا چند روز پیش در ذهنم بود، برمیگشت به دو سکانس در فیلمهای «اخراجی ها» و «کتاب قانون». «اخراجی ها» را که حتماً همه یادشان هست حکایت سؤالهای «حاجی گیرینف» برای پیچاندن «اراذل» محل. همین طور جلسه چند ساعته ی «حاج آقا»ی رئیس اداره در «کتاب قانون» برای گزینش «ژولیت» و پرسیدن «صلاة جعفر» و …
در نخستین سالهای پس از پیروزی انقلاب، بعد از یک موج تصفیه در ادارات، فرایند استخدام شامل یک مرحله معروف به «گزینش» شد (البته فکر کنم قبل از انقلاب هم بوده) که در ابتدا، شکل عجیب و غریب و افراطی داشته است، ظاهراً. تا آنجا که حضرت امام خمینی -سلام الله علیه- با صدور فرمانی دستور به اصلاح آن وضعیت می دهد:
از آنجا که بسیاری از سئوالهای اسلامی این کتابجه ها از مسائل غیر محل ابتلاء می باشد که شاید فضلا و علمای زحمت کش نیز در جواب آنها عاجز باشند و نیز بعضی آنها غلط و بعض از سئوال و جوابها بر خلاف است این نحوه سئوالات به هیچ وجه معیار در گزینش افراد نیست و ندانستن آنها برای آنان اشکال و عیبی ندارد. [متن کامل را ببینید تا از اصل جریان باخبر شوید]
اما فکر می کنم، مقداری از آن افراطها در فرایند گزینش مانده، یا حداقل آن وضعیت آنقدر ناجور بوده که خاطره اش هنوز در ذهن مردم باقی است.
دو روز پیش با من تماس گرفتند و وقت مصاحبه برای استخدام در سازمان آموزش و پرورش را اعلام کردند. از وقتی که در آزمون مرحله اول (معروف به سه برابر ظرفیت، که امتحان کشکی بود واقعاً) قبول شده ام، گاهی برخی اطرافیان «شنیده»های خود از جلسه گزینش «دیگران» را در جمعهای خانوادگی تعریف می کنند. چیزهایی که بعضی شان واقعاً برای من عجیب و باورنکردنی است، و حتی مسخره به نظر می آید. البته امیدوارم واقعیت نداشته باشد اما اگر چنان وضعیتی، که ذکرش در پاراگراف قبلی رفت، هنوز باقی باشد، فکر می کنم یک جور «ترویج نفاق با اجبار ضمنی» در جامعه است. چرا که افرادی برای استخدام در اداره دولتی، بعد از احراز صلاحیت های اولیه اجتماعی و فردی از طریق تحقیقات (مثل عدم سوء پیشینه یا وابستگی به گروهکها یا عدم اشتهار به فساد و … که من البته با این جور فیلترینگ موافقم)، مجبورند اولاً به سؤالاتی پاسخ دهند و جوری پاسخ دهند که قطعاً مقبول مصاحبه گر(ها) بیفتد، یا اینکه برای مدتی تظاهر به رفتارهایی کنند که قبلاً آن طور نبوده اند.
خلاصه این مسأله گزینش علاوه بر احتمال ترویج نفاق، باعث افزایش اضطراب و نگرانی در بین مردم شده است. مثلاً در یک وبلاگ، خانمی روایت کوتاه خود از جلسه گزینش را این طور نوشته:
امروز بعد ار ۷۵ روز کار کردن بهم اطلاع دادن که شنبه واسه مصاحبه و گزینش نهایی برم هسته گزینش، با این چیزهایی که در مورد سوالات و مراحل گزینش شنیدم از الان دارم می لرزم [...] امیدوارم روز مصاحبه مجبور به دروغگویی نشم. [تاکید از من؛ متن کامل را ببینید]
روز شنبه با همه استرسی که داشتم آماده شدم برم گزینش. واضح بود که باید بدون آرایش می رفتم چون دیدم اینجوری خیلی ریا میشه، دلم زدم به دریا و یه رژ ملایم زدم [...] بالاخره در باز شد و قربانی قبلی از اتاق بیرون اومد و گفت نفر بعدی ۵ دقیقه دیگه بره داخل. و گفت مصاحبه کننده یه خانم خیلی محجبه و با ابهت و جبروته. پدر ترس بسوزه، دستم بی اختیار کشیده شد روی لبم [...] تقریبا ۲۵ دقیقه طول کشید، خدا رحم کرد قبلش مطالعه کرده بودم و تونستم بیشتر سوالاتش رو جواب بدم. برخلاف چیزایی که شنیده بودم خیلی وحشتناک نبود، برخورد خانمه هم خیلی خوب بود.[متن کامل را ببینید]
اگر چه من نگرانی نسبت به جلسه مصاحبه ندارم (و بیشتر از امتحان عملی می ترسم!). اما امیدوارم آن چیزهایی که شنیده ام/ایم (و نگرانی در اثر آن را در چهره پدر و مادرم می بینم)، در عمل واقعیت نداشته باشد. همان طور که وزیر آموزش و پرورش هم خطاب به مدیران گزینش گفته:
به گزینششوندگان تفهیم کنید که علم، مصاحبه تخصصی، تدین و گزینش نهایی ملاک جذب افراد در آموزش و پرورش میباشد. [...] چنانچه فرد لایقی در اثر قصور و توجه ناکافی شما استخدام نشود، هزاران نفر در طول ۳۰ سال از خدمات ارزندهی وی محروم خواهند شد.


