ادعایی که در رسانه های مختلف در مورد “هک”شدن رمز عبور کارتهای بانکی میشود، با کاری که مدیر اسبق بخش نرم افزار یک شرکت کامپیوتری عملاً انجام داده متفاوت است. در واقع او همان طور که ادعا می کند مانند عده ای دیگر از کارمندان همان شرکت به راحتی به اطلاعات حسابهای بانکی مشتریان بیشتر بانکهای دولتی و خصوصی دسترسی داشته و پس از اینکه موفق به وصول مطالباتش از صاحب کار سابقش و سپس اخاذی از بانکها نمی شود، برای انتقام یا هر انگیزه دیگری اقدام به افشای بخشی از این اطلاعات می کند.
واضح است که جناب زارع فرید (اگر واقعاً نامش این باشد) تمامی داده های افشا شده را در زمان مسئولیتش و با سوءاستفاده از دسترسی خاص خود به آنها، احتمالاً با برنامه قبلی، ضبط کرده که دقیقاً مصداق سرقت اطلاعات محرمانه است. اما از جهت اینکه اصولاً نیازی به عملیات پیچیده نفوذ نداشته نمی شود اسم هکر بر او گذاشت.
همه مسئولان و کارکنان شاغل در بخش فناوری ادارات و سازمانها، به شکل مجتمع به اطلاعات شخصی افراد دسترسی دارند. اما هرگز به اعتمادی که به ایشان شده خیانت نمی کنند. خیانت افتخار ندارد. اگر زارع فرید مدعی است که برای اصلاح وضعیت ناامن کنونی اقدام به افشای اطلاعات مردم کرده، چرا موضوع را به نهادهای ذیربط امنیتی و قضایی نسپرده است؟ چرا حراست بانک مرکزی را در جریان قرار نداد؟
از همه خنده دارتر ادعایی است که او در وبلاگش می کند مبنی بر اینکه ارتش سایبری مأمور پیدا کردنش شده است. در واقع گروهی که با نام “ارتش سایبری ایران” در رسانه ها شناخته می شوند، چند جوان حزب اللهی هستند که بعد از وقایع فتنه سال ۸۸ اقدام به نفوذ و از کار انداختن چند تا از وبسایتهای ضدانقلاب کردند. و هیچ دسترسی ویژه ای هم به دروازه های شبکه در کشور ندارند. اگر بنا به یافتن زارع فرید از طریق ایمیلهایش بود، باید پلیس فتا مأمور این کار می شده است.
اما حداقل، فایده این ماجرا شاید این باشد که مسئولان بانکی تحت فشار افکار عمومی و رسانه ها اقدام به افزایش ضریب سامانه های بانکی کنند و هم اینکه بر فعالیت بخش خصوصی در این موضوع نظارت بیشتری انجام شود.

امروز متوجه یک امکان تازه در 