جای خالی «معرفی به دوستان» در سایتهای امروزی
دی ۱۲م, ۱۳۹۰
مقدمه؛ من آدمها را از نظر میزان مهارت در استفاده از اینترنت به سه دسته تقسیم میکنم:
اول؛ آنهایی که فاقد هر گونه مهارت متداول در استفاده از نت هستند. کاری به کار وب ندارند اما اینترنت به آنها کار دارد و اگر نبود اجبارهای گاه و بیگاه مثل ثبتنام کارت سوخت و یارانه و دیگر خدمات الکترونیکی دولت، جز اسمی از اینترنت چیزی نمیشنیدند. همه ما روزگاری این طوری بوده ایم.
دوم؛ گروهی که گاه گداری برای انجام کارهای مختلف مثل مطالعه خبر یا مطالب جالب یا جستجو و مخصوصاً درآوردن تحقیق درسی و چت و ارسال و دریافت ایمیل و در حالت علاقمندتر وبلاگ نویسی به شبکه وصل میشوند. این افراد عموماً برای ارتباط با دوستانشان از چت/ایمیل/کامنت در وبلاگها استفاده میکنند و ممکن است در برخی گروه های یاهو یا گوگل عضو باشند و البته در بین اطرافیانشان برای انجام ثبتنامهای اینترنتی مختلف مورد رجوع هستند. عمده وبگردی این افراد از یک سری وبسایت مرجع و لینکدونیها و ایمیلهایی شروع میشود که دوستانشان پیشنهاد میدهند و خود نیز مطالب مورد پسندشان را اکثراً با ایمیل به دوستانشان میفرستند. برای دنبال کردن مطالب وبسایت یا وبلاگ مورد علاقه خود هم به صفحه اصلی آنها سر میزنند یا اینکه در خبرنامههای ایمیلی آنها عضو میشوند. کم و بیش هم ممکن است در شبکههای اجتماعی عضو باشند. تا سه،چهار سال پیش اکثر کاربران ایرانی اینترنت همین طور بودهایم.
سوم؛ آدمهایی که سعی میکنند برای دنبال کردن وبسایت/وبلاگ مورد علاقه به جای مراجعه به صفحه اصلی آنها از خوراکخوانهاستفاده کنند و حتی به صورت سریعتر و خلاصهتر از سرویسهایی مثل توییتر و فرندفید استفاده کنند. در استفاده از شبکههای اجتماعی تبحر دارند و عمده دوستان خود در اینترنت را از این طریق پیدا کردهاند و به جای چرخیدن در چترومها مدام صفحات فیسبوک و فرندفید را چک میکنند و نیمنگاهی هم به پیامهایی دارند که از طرف توییتر بر روی مونیتورشان ظاهر میشود. بر خلاف گروه دوم که انتشار یک پیام (عمدتاً با ایمیل) در میان آنها حداقل به یکی دو روز زمان احتیاج دارد، به راحتی در عرض دو،سه ساعت پیام خود را از طریق شبکههای اجتماعی بین دوستانشان پخش میکنند. معمولاً این افراد وبگردیهای یومیهی خود را از شبکههای اجتماعی شروع کرده و حول همانها هم ادامه میدهند و مطالب مورد علاقه خود را از همین طریق با دوستانشان به اشتراک میگذارند.
و اما اصل مطلب اینکه؛ تا چند سال پیش که استفاده از شبکههای اجتماعی در میان کاربران وب زیاد متداول نشده بود، اکثر وبسایتها برای جلب بازدیدکننده بیشتر امکانی را برای مخاطبانشان فراهم میکردند تا در صورتی که از مطلب خوششان آمده آن را به دوستانشان با ایمیل معرفی کنند. بعد از اینکه تعداد افراد گروه سوم –که بالاتر نوشتم- بیشتر شد و البته شبکههای اجتماعی هم جای خود را در میان وبسایتهای رسمیتر باز کردند، صاحبان اکثر سایتهایی که به هر نحوی تولید محتوا میکنند ذیل هر مطلب خود لینکهایی را برای به اشتراک گذاری در شبکههای اجتماعی قرار دادند و جز معدودی وبسایت غالباً خبری امکان ارسال و پیشنهاد مطالب به دوستان از طریق ایمیل نیست!
اگرچه ترافیک هدفمند وبسایتها در وضعیت جدید بسیار بیشتر از قبل شده و حتی شاید این مسأله باعث شود تا بعضی از آدمهای گروه دوم اجباراً بیایند به این سو از امکانات شبکههای اجتماعی برای کاربردهای حرفهای تر استفاده کنند؛ لیکن به طور کلی باعث دلزدگی کاربرانی میشود که به هر علت هنوز نمیخواهند یا نمیتوانند برای خود حسابهای اجتماعی متعدد درست کنند و حتماً ایمیل کردن مستقیم مطالب مورد علاقه برایشان سخت است. و این طوری بخشی از ترافیک ورودی سابقی که سایتها به خاطر امکان «معرفی به دوستان» از ایمیلها داشتند از دست میرود.
برچسب: ایمیل،شبکههای اجتماعی،وب،وبسایت
ارسال شده در اینترنت | نظرات (۰)
دسترسی ویژه!
مهر ۱۵م, ۱۳۹۰
حس جالبی است اینکه بنا به موقعیت اجتماعی یا شغلی یا حتی اقتصادی و علمی حق دسترسی ویژه و برتری نسبت به بقیه داشته باشی. امکان اینکه جاهایی می توانی بروی که دیگران معمولاً نمی توانند. امکان اینکه از اطلاعاتی باخبر باشی که دیگران نمی توانند به راحتی تو.
حس اینکه به خاطر سرمایهدار بودنت، یا حتی به خاطر اینکه فلان مدرک در فلان رشته را داری به جلسه ای، گردهمایی، جایی دعوتت کنند که دیگران در سطح پایین تر از تو راه به آن جاها ندارند، جالب است. جالب است به خاطر مقام یا نسبتت با آرامش در صدر مجالسی بنشینی که بقیه مردم در ازدحام و ناراحتی.
اینکه به خاطر مأموریتی که داری –یا نداری- می توانی از وی.آی.پی فرودگاه استفاده کنی؛ اینکه به خاطر مقامی که داری –یا نداری- یا به خاطر همراهی با یک مقام(!) از دربی وارد جایی میشوی که بقیه مردم از درب دیگر؛ یا حتی ساده تر، حقی که به خاطر موقعیت شغلی به تو اجازه می دهد به راحتی وارد اتاق رئیست بشوی و کارت را مطرح کنی –حتی اگر در حال ملاقات با ارباب رجوع باشد- در حالی که دیگران، ارباب رجوع، برای ملاقات با او باید مدتی در انتظار بنشینند.
جالب است امکان استفاده از یک نرم افزار خاص یا دسترسی به پنل مدیریت یک وبسایت معروف.
حس جالب و جذابی دارد این حق دسترسی ویزه!
برچسب: حق،دسترسی،زندگی،غرور
ارسال شده در یادداشتهای پراکنده | نظرات (۱)
فوتبال مهم تر است یا فرهنگ؟
شهریور ۲۵م, ۱۳۹۰
در نظرسنجی برنامه تلویزیونی پارک ملت، برای انتخاب بهترین (محبوبترین) فیلم سینمایی پس از انقلاب، در طی بیش از ۲۴ ساعت حدود ۵۵۰ هزار پیامک دریافت شد. مقایسه کنید این رقم را با پیامکهای دریافتی برنامه ورزشی نود که معمولاً از یک تا چهار-پنج میلیون پیامک، هر هفته و فقط طی کمتر از دو ساعت در زمان پخش، به خط سامانه پیام کوتاه آن برنامه ارسال میشود.
برچسب: تلویزیون،فرهنگ،فوتبال،ورزش
ارسال شده در یادداشتهای پراکنده | نظرات (۱)
Resuming Blogging…
شهریور ۱۷م, ۱۳۹۰
بسم الله الرحمن الرحیم
اعتراف می کنم وبلاگ نویس خوبی نیستم. در این هفت سالی که وبلاگهای مختلف درست کرده ام، هیچ کدام را دو سال مستمر نگه نداشته ام. یک ور مهمتر علتش البته سر شلوغ و فکر سانسور شده خودم بوده؛ یک علت دیگرش بدشانسی های یکی دو سال اخیرم در استفاده از سرویس دهنده های مختلف! یک موقع میهن بلاگ سرورش پوکید! یک موقع وردپرس دات کام کلّاً فیلتر شد و بلاگ من هم با تر و خشک آن! یک موقع هم بلاگها هم وبلاگم را البته با هشدار قبلی برای ارتقای سرویس حذف کرد.
حالا تصمیم گرفته ام یک هاست ارزان دست و پا کنم و خودم آقا و نوکر وبلاگم باشم. بعد رفتم بیشتر یادداشت هایی که در چهار-پنج سال اخیر در میهن بلاگ و وردپرس دات کام و بلاگها نوشته بودم جمع و جور کردم و ریختم توی آرشیو. به همه شان هم برچسب «گزیده مطالب وبلاگهای قبلی» زدم.
این مطلب را هم که می خواستم دیروز (۱۶ شهریور، روز بلاگستان فارسی) بفرستم، فرصت نشد. عوضش حالا فرستادم. ببینم می شه این وبلاگ رو به جایی رسوند و ولش نکرد…
برچسب: وبلاگ،وبلاگنویسی
ارسال شده در بلاگ نویسی و بلاگ خوانی،یادداشتهای پراکنده | نظرات (۰)
راهنمای ساخت وبلاگ برای نشریات دانشجویی
آبان ۱۳م, ۱۳۸۹
اشاره: مدتی از بازگشایی دانشگاه ها می گذرد و دانشجوها هم دیگر از خمودگی تابستانی بیرون آمده انند و البته گروه های اکتیوتر سعی می کنند فعالیت های فوق برنامه ای در قالب مجموعه ها و تشکل های دانشجویی انجام دهند. یکی از فعالیت های جذاب تشکل های داخل دانشگاه، تهیه و انتشار جریده هایی است تا به عنوان یک رسانه کوچک صدای جمعی اعضای آنها باشد. مطلب پیش رو، در روزهای تابستان -و حتماً قبل از بازگشت دانشجویان به دانشگاه ها- نوشته شده تا بر اساس مشاهدات و تجربیات نویسنده (از دیدن کارهای تشکلهای دانشجویی از سراسر کشور تا قلم زدن و اداره یکی دو نشریه کوچک دانشگاهی و راه اندازی وبسایت تشکلی و همین طور چند سال حضور نیمه فعال و مداقه در وب فارسی)، به آن دسته از دانشجویانی که مایلند رسانه کوچک خود را در فضای مجازی جهانی کنند، کمک کند. اما با وجود این همه راهنمای خوب برای ساخت وبلاگ از مبتدی تا پیشرفته، چرا این مطلب را نوشتم؟
مهم ترین علت نگارش این متن، ناآگاهی اکثر گردانندگان نشریات کاغذی از خیل امکاناتی است که با راه اندازی حتی یک وبلاگ ساده در دسترس آنها قرار می گیرد. نتیجه این ناآگاهی هم این می شود که مدیران این نشریات به سراغ وبلاگ یا نمی روند و اگر وبلاگی هم برای جریده خود می سازند، غالباً ابتدایی و غیرجذاب است. در واقع در نوشتهی پیش رو، کارهای به ظاهر ساده (و حتی برای برخی کاربران حرفه ای تر کلیشه ای) مرور می شوند که با انجام گام به گام آنها می توان بهترین استفاده را از ظرفیت سرویس های رایگان اینترنت کرد.
در هر دانشگاه معمولاً نشریاتی توسط دانشجوها و تشکل های دانشجویی منتشر می شود که غالباً با بودجه ی خیلی کم تولید و به چاپ می رسند. با اینکه صاحبان این نشریه ها دوست دارند تا نشریه خود را در دانشگاه های دیگر هم توزیع کنند و به دست مخاطبان فراتر از دانشکده و دانشگاه خود برسانند، اما به خاطر بضاعت اندکی که در اغلب فعالیتهای فوق برنامه دانشجویی است، مجال این کار را نمی یابند.
اما نباید ناامید شد! شبکه جهانی وب بستری برای همه مردمان دنیا فراهم کرده تا با هزینه های اندک بتوانند برای خود رسانه ای کاملاً داشته باشند و صدای خود را به دیگری، خواه در نیمه دیگر زمین، برسانند. بنابراین می توان نشریه چاپی خود را از طریق اینترنت به رؤیت مخاطبان در هر جای کره خاکی رساند.
گرچه شاید ایده آل برای یک جریده داشتن یک وبسایت با امکانات کامل متناسب باشد، اما به همان علت پیش گفته(بودجه کم و محدود)، تامین هزینه های یک وبسایت حرفه ای از عهده دارندگان اغلب نشریه های دانشجویی بر نمی آید (البته با کمی صرفه جویی و پیدا کردن یک نفر که کمی وارد به کار باشد و پولی هم نگیرد می توان با حدود ۲۰ تا ۳۰ هزار تومان یک وبسایت ساده و معمولی راه اندازی کرد و ظاهر حرفه ای هم داشت). اما جای نگرانی نیست! هنوز هم می توانید یک جایگاه برای انتشار برخط نشریه خود داشته باشید. می توانید یک وبلاگ رایگان درست کنید و هر وقت که نشریه چاپی تان درآمد، نسخه مجازی اش را هم منتشر کنید.
در این نوشته قدم هایی را که برای داشتن یک وبلاگ برای یک نشریه دانشجویی باید برداشت، می خوانید. اگر هم می خواهید، همان طور که در بالا اشاره کردم، با صرف پول یک وبسایت برای جریده تان درست کنید، باز هم خواندن این مطلب مفید خواهد بود.
قدم اول: یک ایمیل درست کنید
در یکی از سرویس های مجانی مثل جیمیل و یاهو (ترجیجاً جیمیل) یک ایمیل برای نشریه خود درست کنید. بهتر است آدرس ایمیلتان، نشانی از نام نشریه تان (و اگر مایل بودید دانشگاهتان) داشته باشد. این ایمیل علاوه بر اینکه برای ثبت بلاگ لازم می شود، راهی برای ارتباط مخاطبانتان با تحریریه و دریافت نظرات آنها هم هست.
قدم دوم: یک بلاگ مجانی ثبت کنید
برای ثبت یک وبلاگ، سرویس های متعدد و متنوعی هست. اکثر سرویس های وطنی معروف (مثل پرشین بلاگ، بلاگفا، میهن بلاگ و پارسی بلاگ) حداقل امکانات مناسب و کافی را برای اینکه کار شما را راه بیندازند، دارند. یکی را انتخاب کنید و بلاگ خود را در آن ثبت کنید. باز هم سعی کنید در آدرس وبلاگ خود، از اسم نشریه بهره ببرید. برای عنوان وبلاگ هم که معلوم است باید نام نشریه خود را بنویسید.
قدم سوم: یک جا برای آپلود فایل ها و تصاویرتان پیدا کنید
اگر می خواهید تا مخاطبانتان تصاویر نشریه را ببینند یا اصلاً خود نشریه را با شکل و شمایلی که چاپ شده بخوانند، لازم است تا مکانی برای آپلود فایل های خود داشته باشید. خوشبختانه سایت های زیادی هستند که فضای میزبانی مناسب را برای آپلود فایل هایتان به طور مجانی به شما ارائه می دهند. یکی از بهترین ها که فارسی هم هست، پرشین گیگ است. پرشین گیگ ۱۰۰ مگابایت فضای رایگان به شما ارائه می دهد. همین طور اگر ایمیل خود را در مرحله اول در جیمیل درست کرده اید می توانید از سرویس صفحات گوگل برای آپلود فایل ها و تصاویر خود استفاده کنید.
قدم چهارم: انتخاب/طراحی یک قالب
اگر حوصله دارید و خودتان بلدید، یا کسی را می شناسید که بلد باشد، یک قالب اختصاصی برای بلاگ خود بسازید. اگر نه، خیلی هم مهم نیست. امروزه قالب های زیاد و متنوعی برای وبلاگ ها پیدا می شود. حتماً سرویس میزبان وبلاگ شما هم چندین قالب را دارد. هر کدام را که پسندیدید، انتخاب و استفاده کنید. توصیه می کنم که برای وبلاگ خود یک بنر یا لوگوی تصویری طراحی کنید. ترجیحاً از لوگو و گرافیک نشریه خودتان برای این کار استفاده کنید.
قدم پنجم: معرفی نشریه و اعضای تحریریه
در گوشه ی ثابتی از بلاگ خود، معرفی کوتاهی از نشریه خود نوشته و اعضای تحریریه را هم با ذکر نام (و یا سمت) معرفی کنید. می توانید از امکان معرفی وبلاگ که سرویس دهنده وبلاگ در اختیار قرار داده استفاده کنید. ایمیل نشریه را هم معرفی کنید تا خوانندگان با شما تماس بگیرند و نظرات خود را ارسال کنند.
قدم ششم: مطالب نشریه را یکی یکی وارد کنید
قبل از اینکه شروع به وارد کردن مطلب ها کنید، لازم است ترتیبی دهید تا مخاطبان بتوانند به مطالب هر شماره به صورت یکجا و منظم و دسته بندی شده، دست پیدا کنند. سرویس دهنده هایی که در مرحله دوم نام بردم، امکان دسته بندی مطالب را دارند. برای هر شماره جدید نشریه یک دسته بندی جدید درست کنید و اسم دسته را هم شماره نشریه (و یا نام پرونده ویژه نامه) قرار دهید. مثلاً بنویسید «شماره …». این طوری اگر کسی خواست بعداً به آرشیو سر بزند همه مطالب یک شماره مجله شما را بخواند، کارش راحت تر است و بلاگ نشریه شما هم منظم و حرفه ای تر به نظر می رسد.
هر یک از یادداشت ها و مقاله های جریده خود را به شکل یک پست مجزا، با ذکر نام (و در صورت وجود) ایمیل نویسنده، در وبلاگ کپی کنید. اگر در کنار یک مطلب تصویر یا عکسی را دارید، ابتدا آن را آپلود کرده (ن.ک مرحله سوم)، سپس به مطلب اضافه کنید. فراموش نکنید مطلب را به یک دسته (همان شماره نشریه) اختصاص دهید.
در صورتی که سرویس دهنده بلاگ (مثل پرشن بلاگ و میهن بلاگ)، امکان برچسب(تگ)گذاری را برای مطالب فراهم کرده از برچسب زدن مطالب با کلمات کلیدی آن متن خودداری نکنید. حتی می توانید نام بخشی که مطلب در نسخه چابی نشریه کار شده، را به عنوان تگ استفاده کنید؛ مثلاً سرمقاله، یادداشت، خبر، مصاحبه و … در واقع این کار به خوانندگان برای یافتن سریع نوشته های آرشیو شده جریده شما در یک موضوع خاص یا یک صفحه خاص کمک می کند.
می توانید در انتهای ارسال مطلب ها، پستی هم برای معرفی مطالب آن شماره بنویسید و به پست های قبلی لینک بدهید. همین طور بهتر است تصویر روی جلد نشریه را هم در وبلاگ بگذارید.
قدم هفتم: فقط مطالب آخرین شماره را در صفحه اصلی نمایش دهید
وقتی کار ارسال کردن مطالب آخرین شماره نشریه تمام شد، از قسمت تنظیمات وبلاگ خود، تعداد یادداشت های نمایش داده شده در صفحه اول را به تعداد مطالب مربوط به آخرین نشریه (که در آخرین دسته بندی ایجاد شده قرار گرفته اند) تنظیم کنید. مثلاً اگر آخرین شماره، ۱۰ مطلب داشت و شما علاوه بر آنها یک پست هم برای معرفی و روی جلد و … ارسال کرده اید، عدد ۱۱ را به عنوان تعداد پست هایی که در صفحه اول نمایش داده می شود، وارد و تغییرات را ذخیره کنید.
قدم هشتم: نسخه PDF نشریه را هم در اینترنت قرار دهید
بسیاری از خوانندگان شما مایلند نشریه تان را همان طور که چاپ شده ببینند و بخوانند. حتماً نسخه PDF از نشریه خود تهیه کنید. نرم افزارهای زیادی هستند که فایل پی دی اف می سازند. یکی از آنها doPDF است که به شکل یک پرینتر مجازی نصب شده و فایل پی دی اف را روی کامپیوتر ذخیره می کند.
وقتی فایل پی دی اف از نشریه خود را ساختید، آن را در فضای رایگان (مثل پرشین گیگ) آپلود کنید. حالا لازم است لینک فایل را در وبلاگ خود بگذارید تا خوانندگان بتوانند آن را دانلود کرده و روی دستگاه خود ذخیره و مطالعه کنند. توصیه می کنم از ابزار پیوندهای روزانه (لینکدانی) که اکثر سرویس دهنده های وبلاگ آن را ارائه می دهند، استفاده کنید. عنوان لینک را مثلاً بنویسید «دریافت شماره … به فرمت pdf» یا چیزی شبیه به آن. این طوری خوانندگان در ستون کناری بلاگ نشریه، لینک دریافت pdf نشریه ها را می بینند و در صورت تمایل آن را دانلود می کنند.
قدم نهم: اشتراک مجازی برای نشریه تان بپذیرید!
اکثر نشریه هایی که دانشجوها می سازند، با فواصل نامنظم منتشر می شوند. مثلاً گاهی ماهی دو تا و گاهی ترمی یکی! خوانندگان برخط نشریه شما هم دقیقاً اطلاع نخواهند داشت که شماره جدید کی در می آید تا آن را از روی وبلاگ بخوانند. بنابراین ممکن است چند بار به وبلاگ سر بزنند با این امید که شماره جدیدی منتشر شده اما ناامید برگردند. شما برای اطمینان خاطر خوانندگان آنلاین از این که نشریه جدید که منتشر شد و مطالبش هم در وبلاگ قرار گرفت، به موقع خبردار می شوند، و همین طور برای اینکه خیال خودتان از بابت نپریدن مخاطبان آنلاین راحت باشد، باید امکاناتی فراهم کنید تا خوانندگان و مخاطبان شما به صورت آنلاین مشترک نشریه شما شوند.
یکی از بهترین راهکارها برای اشتراک مطالب یک سایت/بلاگ، استفاده از خوراک (فید) یا همان آر اس اس است. همه سرویس دهنده ها خروجی آر اس اس (و شاید خروجی اتم) را ارائه می دهند. یک آیکون بزرگ آر اس اس -مثل این- را بردارید در قالب وبلاگتان هم قرار دهید و لینکش کنید به خروجی آر اس اس وبلاگ. به خوانندگانتان هم توصیه کنید در یک خوراک خوان مثل گوگل ریدر، فید وبلاگ شما را مشترک شوند تا هر وقت وبلاگ به روز شد، به فاصله یکی دو ساعت عین مطالب را در فیدخوان خود ببینند و بخوانند. اگر فکر می کنید لازم است یک راهنمای استفاده هم بنویسید و یا یکی از راهنماهای فراوان موجود را معرفی و لینک کنید.
شاید بعضی از خوانندگان علاقه ای به فیدخواندن و گوگل ریدر و اینها نداشته باشند. بهتر است یک خبرنامه هم درست کنید تا خواننده ها در آن عضو شوند. هر وقت که شما مطالب نشریه جدید را در بلاگ قرار دادید، به مشترکان خبرنامه ایمیلی بزنید و آنها را مطلع کنید. برای ساخت خبرنامه می توانید به سایت «وبگذر» مراجعه کنید و با ساخت یک حساب کاربری، علاوه بر خبرنامه، از امکانات جالب دیگر مثل آمارگیر خوبش استفاده کنید.
نیازی نیست اما اگر حوصله داشتید در فیدبرنر، خوراک (فید) وبلاگ را بسوزانید و آن را به عنوان فید وبلاگ معرفی کنید. این طوری می توانید از سرویس اشتراک ایمیلی فیدبرنر هم استفاده کنید. البته همان طور که گفتم الزامی به این کار ندارید.
قدم دهم: وبلاگ را در نشریه معرفی و تبلیغ کنید
اگر شما در نشریه خود آدرس بلاگ را ننویسید آن وقت مخاطبان چه طور از آن خبردار شوند؟ در قسمتی از نشریه که معمولاً شناسنامه نشریه است و به معرفی دست اندرکاران اختصاص دارد، نشانی وبلاگ و ایمیلی که درست کرده اید را قید کنید و از خواننده ها دعوت کنید به وبلاگ سر بزنند و از طریق ایمیل یا کامنت ها برای هر مطلب یا کل نشریه نظر خود را ابراز کنند. حتماً با خواننده ها تعامل داشته باشید. خوب است نشانی وبلاگ و ایمیل را جایی در صفحه اول هم کار کنید تا بیشتر به چشم بیاید.
به زودی چند وبلاگ که متعلق به نشریات دانشجویی هستند و با بعضی معیارها حرفه ای هم ساخته و استفاده می شوند را معرفی خواهم کرد.
برچسب: دانشجو،وبلاگ،وبلاگنویسی،گزیده مطالب وبلاگهای قبلی
ارسال شده در بلاگ نویسی و بلاگ خوانی | نظرات (۱)
آگهی مفتی: کارگاه های ارتقای سطح وبلاگ نویسان و کاربران خاص اینترنت
مهر ۱۶م, ۱۳۸۹
workshop.raora.net
گروه راورا، با همکاری چند نفر از بچه های کافه حزب الله در حاشیه جشنواره/نمایشگاه رسانه های دیجیتال کارگاه ها و نشست هایی برگزار می کند که به نظرمان به دردتان می خورد؛
کارگاه ها:
کارگاه «هجرت از خانه های کوچک» به درد آنهایی می خورد که از سرویس های رایگان خسته شده اند و می خواهند از نرم افزارهای مدیریت محتوا استفاده کنند، در این کارگاه نصب وردپرس روی هاست و کار با آن را یاد خواهید گرفتید.
کارگاه «آچار به دست!» برای آنها که به ویرایش قالب هایشان اصرار دارند مناسب است که برای درست کردن ابرو، چشم را کور نکنند؛ در این کلاس عناوین مهم HTML و CSS را خواهید آموخت تا بهتر قالب های تان را ویرایش کنید.
کارگاه «چلیک، کلیک!» را برای افزایش دُز تصویری وبلاگ تان حتما بروید، شیخ صراف که خود عکاس است، در این کلاس کلیات عکاسی دیجیتال و مطالب پیرامونش را آموزش می دهد.
یوسف عزیزی هم در کارگاه «کلاهت را سفت بچسب!» از امنیت شخصی در شبکه می گوید که دایم آی دی هایتان و کامپیوترتان هک نشود؛ و در «کمربند ها را محکم ببندیم!» برای آنها که از فضای اختصاصی برای پایگاه شان استفاده می کنند از امنیت پایگاه و هاستینگ خواهد گفت.
امیرحسین تهرانی هم در کارگاه «در محضر فتوشاپ!» فتوشاپ یاد خواهد داد و محمدمسیح هم در «بر فراز قله جوجل!» برای کاربران کمی تخصصی تر که با HTML/CSS آشنایی دارد یا کارگاه «آچار به دست!» را گذرانده اند از روش های فنی ارتقا رتبه در موتورهای جستجو و رنکینگ ها خواهد گفت؛ و در «جشنواره نصب» بهنام توکلی سخت ترین مرحله ورود به دنیای سیستم عامل کد باز را برای شما باز خواهد کرد، و با هم نصب لینوکس و همسایگی آن با سیستم عامل های دیگر را خواهید آموخت.
نشست ها (رایگان):
سعید تقوی در نشست «ورود به دنیای آزاد» از دنیای بدون مرض اپن سورس خواهد گفت که حتما با توجه به تشدید تحریم ها، پیوستن به سازمان تجارت جهانی و قانونی شدن کپی رایت دیر یا زود باید با آن آشنا شوید. همچنین نشست «چگونه سلبریتی شویم» را درباره ارتباط خلاق و جذب مخاطب در وبلاگستان از دست ندهید؛ حسین نصرآبادی هم در نشست «تخته شیشه ای» به صورت کاربردی از کار با نرم افزارهای آموزش آنلاین و الکترونیکی خواهد گفت.
برچسب: آگهی،وبلاگ،وبلاگستان،وبلاگنویسی،کارگاه آموزشی،گزیده مطالب وبلاگهای قبلی
ارسال شده در بلاگ نویسی و بلاگ خوانی | نظرات (۰)
آیا این مجلس میتواند در رأس امور باشد؟
مهر ۱۴م, ۱۳۸۹
چند هفته است سیاسیون در نقد گفته های رئیس جمهور بحث می کنند که آیا هنوز “مجلس در رأس امور” هست یا نیست. کاری به حرافی هایی که در این موضوع شده، و اینکه چه طور این ادعا تحمیلاً و با قرائن معنوی! به احمدی نژاد نسبت داده شد، ندارم؛ که معتقدم این دعوای “مجلس قوه اول است یا دولت” مشکل کشور نیست.
اما دوست داشتم این سؤال را از آنهایی که به این بهانه (و بهانه های دیگر مثل تجمع تشکلهای دانشجویی مقابل مجلس) رگ گردنی شده و مجلس -و خودشان- را پاک، صالح و مصون از خطا و اشتباه می خوانند، بپرسم که آیا مجلسی که برای خود شأن نظارتی قائل نیست، می تواند در رأس امور باشد؟
آیا مجلسی که بعضی از نماینده هایش برای پیروز شدن در انتخابات، اقدام به هزینه باورنکردنی برای تبلیغات می کنند (به طوری که احتمالاً هیچ وقت با حقوق چهار ساله نمایندگی نمی توانند جبرانش کنند)، هر گونه وعده و وعید شدنی و ناشدنی را به مردم حوزه انتخابیه خود می دهند و با تزریق هیجان خالی از شعور و منطق می خواهند نماینده شوند، می تواند در رأس امور باشد؟
آیا مجلسی که وقتی رئیس دانشگاه آزاد وارد آن می شود، چندین نماینده دورش جمع می شوند؛ مجلسی که فراکسیون اقلیتش حاضر به پذیرش مشروعیت رأی مردم نیست و مراسم تحلیف رئیس جمهور منتخب را تحریم می کند و دغدغه اش حمایت از جریان فتنه است، می تواند در رأس امور باشد؟
مجلسی که تعداد نمایندگانش در طول یک روز، بارها از حد نصاب می افتد؛ مجلسی که باید به نمایندگان برای شرکت در رأی گیری ها التماس کرد… آیا واقعاً چنین مجلسی می تواند در رأس امور باشد؟
برچسب: رأس امور،مجلس،گزیده مطالب وبلاگهای قبلی
ارسال شده در یادداشتهای پراکنده | نظرات (۰)
درباره دو رخداد دانشگاهی در زنجان
مرداد ۳۱م, ۱۳۸۹
** این متن را دیروز صبح نوشته بودم که به دلیل تمام شدن حساب اینترنت، انتشار آن تا این لحظه به تأخیر افتاد.
خبر اول: پروفسور یوسف ثبوتی از ریاست دانشگاه تحصیلات تکمیلی علوم پایه زنجان برکنار شد
تا به حال توفیق زیارت پروفسور ثبوتی را نداشته ام اما چند باری که به مرکزی که ایشان بنیاد گذشت، همان تنها دانشگاه بدون دیوار ایران، سر زده ام، باعث شده تا عمیقاً ایشان را تحسین کنم. شاید جالب باشد بگویم او برای راه اندازی این مرکز، منزل را در دانشگاه شیراز فروخت و از شخصیت های مورد علاقهی رهبر انقلاب و همین طور مردم زنجان است.
جالب است در حکم صادره از وزیر علوم برای انتصاب “سرپرست”(نه رئیس) دانشگاه از او “ضرورت حفظ بیت المال و اعمال سیاستهای موثر به منظور صرفه جویی در هزینه ها” و “تلاش در جهت تربیت دانش آموختگانی قانون پذیر با نگرش ارزشی و معنوی” خواسته شده؛ نکته این است که اولاً، مرکز علوم پایه در عمر تقریباً ۲۰ ساله خود کمترین هزینه های دولتی را استفاده می کرده؛ ثانیاً، در میان آنهایی که در این مرکز تحصیل می کنند (لااقل آنهایی که من می شناسم و مراوده داشته ام)، عنصر “قانون ناپذیر” و “ضدارزشی” ندیده ام. اصلاً محیط آنجا به خاطر عده کم دانشجوها و همین طور تمرکز بر مقطع دکترا، همیشه آرام و کاملاً علمی است و بدون هیچ گونه جنجال متفرقه.
خبر دوم: دکتر محسن افشارچی به عنوان سرپرست دانشگاه زنجان منصوب شد
آقای افشارچی استاد راهنمای پروژه پایانی من در دانشگاه بود. بر خلاف اغلب دانشجوهای دیگر که دنبال استادهایی بودند که پروژه های آسان را بهشان تکلیف کنند (در واقع بیشتر مدرس های دانشگاهی که من در آن تحصیل کرده ام آن طوری بودند!)، من به علاوه دوستانم سراغ کسی رفتیم که به سخت گیری (لااقل در میان بقیه) معروف بود. در واقع خودم می خواستم در طی انجام پروژه، شلاق بخورم و به اصطلاح آبدیده شوم. و البته شلاق هم خوردم (به معنای واقعی کلمه) تا بالاخره رضایت دکتر افشارچی را جلب کردم!
اگرچه او هم مانند پروفسور ثبوتی زیاد کار به سیاست ندارد، اما اگر مصاحبه هایی که گاهی با این دو نفر در مواعید انتخاباتی می شود بخوانید، متوجه سلایق متفاوت سیاسی آنها می شوید؛ یکی دلش با احمدی نزاد است و دیگری طرفدار اصلاح طلب ها!
سؤال مرتبط: جریان چیست که جای رؤسای دانشگاه ها که برکنار می شوند، “رئیس” دیگری منصوب نمی شود و “سرپرست” به جایش می گذارند؟
برخی نوشته های وبلاگی درباره این موضوع:
راز سر به مهر: ما غمگینیم. غمت سنگین و سنگین و سنگین تر باد
دانا: ریاست دانشگاهها
برچسب: خ،دانشگاه تحصیلات تکمیلی علوم پایه زنجان،دانشگاه زنجان،زنجان،محسن افشارچی،گزیده مطالب وبلاگهای قبلی،یوسف ثبوتی
ارسال شده در یادداشتهای پراکنده | نظرات (۰)
سری که زیر برف نیست چهقدر از حرفی که میزند مطمئن است؟
مرداد ۲۴م, ۱۳۸۹
بهانهی نوشتن این یادداشت، مطلبی بود در وبلاگ «دغدغه ها» که بعد وبلاگ «سعی» دربارهاش نوشته بود و در ادامه «زهرا اچ بی» هم مطلبی نوشته که توصیه میکنم اگر فرصت دارید آنها (مخصوصاً دو تای اولی) را بخوانید. بحث دربارهی این است که چرا اغلب مخالفان/معاندان نظام جمهوری و به طور کلی کسانی که مثل ما موافقان/مدافعان حکومت کنونی فکر نمیکنند، به عنوان «یک مکانیزم دفاعی» ماها را بیخبر، کور (از دیدن حقیقت)، سر در برف کرده و یا در بدترین حالت متحجر یا مزدور رژیم! میدانند. علاوه بر مطالبی که «سعی» نوشته من میخواهم سؤالی را در این باره مطرح کنم.
واقعیت این است که من -خود من- هیچ وقت به هیچ کدام از گزاره هایی که در ذهنم هستند و اساس افکار و گفتارهای دیگرم را تشکیل میدهند، به چشم گزاره های غیر قابل تشکیک و تأویلناپذیر نگاه نمیکنم؛ هر چند که خیلی هم بهشان استناد بکنم یا بر اساس آنها رفتارهایی از خودم بروز بدهم. مخصوصاً در مورد مسائلی که به نوعی به احوالات امروز جامعه مربوط میشوند، همواره احتمالی برای درست نبودن طرز فکرم باقی میگذارم. و هر از گاهی هم با دیدهی شک به بررسی صحت آنها -گاهی از چند زاویه دید مختلف- میپردازم.
مثلاً (و فقط به عنوان یک مثال) موضوعی که بهانهی اولیه نزاعهای سیاسی یک سال اخیر ایران شده: «تقلب در انتخابات ریاست جمهوری دهم»؛ من تقریباً هر اشاره و استدلالی که قائلین به وقوع تقلب کردهاند را به دقت سنجیدهام، و سعی کردهام که منطقی دربارهاش فکر کنم و حتی بعضاً راهی برای اثبات این ادعا پیدا کنم. ولی در نهایت به مانند بسیاری از مردم، فهمیدهام که این ادعا یک گزارهی دروغ است. بارها هم در مسألهی «عدم وقوع تقلب» (یعنی همان صحت برگزاری انتخابات و نتیجه) شک کردهام، هر بار که حرف جدیدی هم علیه صحت انتخابات ببینم باز هم شک می کنم و بررسی میکنم. اما همان طور که نوشتم، هر بار به این رسیدهام که گزارهی تقلب در انتخابات یک گزارهی دروغ است. با این حال باز هم برای تشکیک در صحت انتخابات، یک احتمالی در ذهنم باقی گذاشتهام تا اگر باز هم ادعای تازهای بود، آن را چشمبسته و همین طوری رد نکنم.
از طرفی، چون مشت نمونه خروار است، پس کسان دیگری هم هستند که مثل من فکر میکنند. در عین اینکه وظیفه خود را دفاع از «اصل نظام جمهوری اسلامی ایران» میبینند، اشکال های موجود در آن را هم از نظر دور نمیاندازند. اتفاقاً ماها برعکس مخالفان/معاندان نظام که گیرهای مبتذل یا الکی و گاهی «سفارشی» میدهند، نقدهای جدیتر و اساسیتری به برخی رویکردها و عملکردهای مسئولان داریم که اکثر آنها را در مطبوعات و اینترنت به وفور میتوان دید.
سؤالی که چند وقت است در ذهنم است و میخواهم از مخالفان/معاندان بپرسم، این است که آیا شما حتی چند درصد خیلی کم احتمال نمیدهید که شاید اشتباه کنید؟ یعنی اصلاً ممکن نیست که واقعیت آن جوری نباشد که شما فکر میکنید و میگویید؟ و بر سر ما -و نظام- میکوبید که «حرف، حرف ماست و شما قطعاً سرتان را در برف فرو کردهاید و اصلاً شما خودتان با نظام فلان و فلان هستید و الخ»؟ تا حالا اصلاً کمی به گزارههای ادعایی خودتان -و همین طور رفتارهایتان- با شک و تردید نگاه کرده اید تا بدانید بعضیشان چقدر میتواند مسخره و مضحک باشد برای مخالفت با آن چه که نمیپسندید؟ چرا فکر میکنید لزوماً سخنی که از جانب شما -یا رهبران شما- صادر شود، کأنه وحی منزل، عین حقیقت، و هر چه که از طرف مقابل شما گفته میشود، حتماً دروغ است؟ آیا واقعاً حتی تناقضات موجود در مدعاهایتان را نمیبینید؟
اینها پرسشهایی بود که دوست داشتم از کسانی که به هر نحوی خود را مقابل ما میبینند و وظیفهشان را «آگاهسازی» ما موافقان/مدافعان نظام جمهوری میدانند بپرسم. البته جواب بعضی از آنها را می توانم -فقط- حدس بزنم. جوابهایی که در فرهنگ، اخلاق و خودبرتربینی اکتسابی آدمها، همهی آدمها، نهفته است.
برچسب: آگاهی،انتخابات،فکر،گزیده مطالب وبلاگهای قبلی
ارسال شده در یادداشتهای پراکنده | نظرات (۰)
در باب فیدبرنر و دلیشس و گوگل ریدر
تیر ۲۴م, ۱۳۸۹
از چند روز پیش، خوراک (فید) وبلاگ را در فیدبرنر سوزاندم و نتیجه اش شد این: http://feeds.feedburner.com/ifelseblog
همین طور اکانت دلیشس خودم را به آن وارد کردم. اگر اهل به اشتراک گذاری لینکهای خوشمزه هستید، من در این نشانی بعضی لینکهای مورد علاقه ام را بوکمارک می کنم: http://delicious.com/ifelseblog
اگر مثل من عادت به خواندن مطالب بلاگهای مورد علاقه در گوگل ریدر دارید، لطفاً آن را در خوراک خوان خودتان مشترک شوید. ممنون. ضمناً این هم لینک آیتم های به اشتراک گذاشته شده توسط من: http://www.google.com/reader/shared/05763259597329863283
البته این ها در ستون کناری وبلاگ هم نمایش داده می شود.
اگر نمی دانید فید و آر اس اس چیست و یا با گوگل ریدر و امثال آن آشنایی ندارید، به طور خلاصه:
فید/خوراک/RSS/ATOM خروجی هایی هستند از یک وبسایت/وبلاگ که به کاربران اجازه می دهند محتویات آن پایگاه را که مرتباً به روز می شود، پیگیری کنند. برای استفاده راحت از این خروجی ها لازم است تا کاربران از ابزارهایی موسوم به فیدریدر/خوراکخوان استفاده کنند. یک فیدریدر بسیار خوب، سرویس خواننده گوگل است به شما این امکان را می دهد تا با اشتراک خوراک های گوناگون، هر موقع که یکی از آنها به روز شد، در لیست خود ببینید، آنها را به اشتراک با دوستان خود بگذارید و خیلی کارهای دیگر که از حوصله این نوشته خارج است.
افزودن یک فید به گوگل ریدر
برای اینکه مشترک خوراک وبلاگ ترنم فکر در گوگل ریدر شوید، باید در گوگل یک اکانت داشته باشید. اگر قبلاً به خاطر جیمیل و … اکانت دارید که با اکانت خود وارد گوگل ریدر می شوید وگرنه یکی بسازید. وقتی گوگل ریدر به طور کامل بارگذاری شد، روی دکمه Add a subscription کلیک کنید و مطابق شکل روبرو، در کادر باز شده نشانی فید وبلاگ مرا در آن بنویسید (کپی کنید) و روی دکمه Add کلیک کنید. بعد از چند لحظه شما مشترک فید وبلاگ من می شوید و بعداً هر وقت که به گوگل ریدر سر بزنید، می توانید آخرین پست های وبلاگم را بخوانید.
امروزه یکی از بهترین راهها برای بلاگ خوانی، استفاده از فیدریدرها مثل گوگل ریدر است. کلاً فواید زیادی بر اشتراک مطالب پایگاه های خبری و وبلاگها مترتب است که برای آشنایی و یادگیری امکانات گوگل ریدر، جستجو کنید.
باز هم برای اینکه مشترک خوراک وبلاگ من می شوید از شما تشکر می کنم.
برچسب: feed،rss،دلیشس،فید،فیدبرنر،گزیده مطالب وبلاگهای قبلی،گوگل ریدر
ارسال شده در اینترنت،بلاگ نویسی و بلاگ خوانی | نظرات (۰)



